تبليغاتX
۞ضد مدرسه+باحال۞

۞ضد مدرسه+باحال۞

مرده شور هر چی مدرسست رو ببرن

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 18:31 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

تابستون امسال واقعا تابستون خوبي بود، برخلاف تابستون هاي پيش كه اصلا يادم نيست توي اون 93 روزها چه كار مي كردم اين تايستون تا دلتون بخواد سر چهارراهها،پارك ها و توي خرابه كارهاي مفيد انجام دادم كه براتون مفصل مي گم:



الف- سر چهارراهها: البته سوء تفاهم نشه و فكرهاي بد هم نكنيد، من سر چهارراهها كار بدي نمي كردم و مثل بچه سوسول ها چند ساعت تموم وقتم رو صرف خيره شدن به چراغ راهنمايي و چشمك زدن به اون (در هنگامي كه سبز شد) هدر نمي دادم، بلكه تعداد لاستيك هاي ماشين ها رو مي شمردم به همين علت توي تابستون به يك كشف مهم و اساسي در علم فيزيك رسيدم و اون اين بود كه اكثر ماشين ها چهار لاستيك دارند و در ضمن لاستيك هاشون در هنگام حركت مي چرخه!



ب- توي پارك: باز هم فكر بد نكنيد من مثل بعضي از اين بچه هاي تازه به دوران رسيده كه به موهاشون ژل مي مالند و ميرن هي گل هاي پارك رو مي كنن نيستم ( راستش تا حالا نفهميدم با اين گل ها چه كار مي كنند؟ چون خوشحال و خندان ميآن يك گل مي كنند و ميرن و بعد چند دقيقه بدون گل در حالي كه روي صورتشون جاي ضربه يك لنگه كفش ديده مي شه و خيلي دپرس هستند برميگردند!)، بلكه توي اين تابستون مي رفتم و به باباي پارك (منظور همون بابايي است كه به چمن ها آب ميده) كمك مي كردم و حتي تونستم چگونه آبياري چمن و گل و درخت رو به صورت پرفشنال در اين تابستون ياد بگيرم كه مطمئنا در آينده خيلي به دردم ميخوره!



ج- توي خرابه ها: باز هم فكر بد نكنيد ( اي بابا شما چقدر فكرهاي بد مي كنيد! مگه من گربه ام كه واسه پيدا كردن غذا برم توي پارك؟!)، من توي پارك مي شستم و جك و جونوراي اونجا رو نگاه مي كردم، بالاخره هر چي نباشه واسه خودش يه رازبقا كه بود و ميشد هزار نكته علمي و غير علمي ازش استخراج كرد! يه روز يك مورچه رو ديدم كه شونصد دفعه از ديوار بالا رفت و هي افتاد پايين(آخه روي ديوارش يكم روغن ترمز ريخته شده بود) و منهم هي داشتم بهش نگاه مي كردم، آخه مورچه به اين دست و پا چلفتي كه بدون بار نتونه از يك ديوار بالا بره؟ و اينقدر خنگ؟! كه عقلش نرسه دو قدم بالاتر بره تا از روي ديوار تميز راه بره و هي ليز نخوره ... حدااقل اين خرابه اومدن هام هم اين بود كه فهميدم اكثر مورچه ها خنگ و دست و پاچلفتي هستند و زنجيرچرخ هم استفاده نمي كنند!



آره اين تابستون واقعا تابستون خوبي بود و من به همه ثابت كردم كه ميشه حتي تو پارك و خرابه و سرچهارراه هم به شيوه اي مفيد اوقات قراغت رو گذروند!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 23:27 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

یک سایت برای تبدیل ارز این سایت خیلی خوبه میتونین امتحانش کنین

xe.comبرای ورود به سایت بر روی عکس کلیک کنید

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 20:4 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

به علت اینکه دوستان علاقه ی زیادی دارن ما به معلمها و ... فحش بدیم{کیه که دوس نداره}!یه خاطره براتون میگم!از امسال و اینکه چه قدر یه معلم میتونه به ادم بیخودی گیر بده!

اقا یه بویی داشت تو کلاس میمود جاتون خالی!!بعد یکی که همون جلوها بود دماغش رو گرفت معلم هم اخراجش کرد!حالا اون میگفت چرا اون میگفت برو بیرون تا بالاخره رفت بیرون خلاصه!//!بد بختی!بعد معلم رفت بیرون ما هم که !اخره فضولی گوش دادیم ببینیم چی میگه هیچی نگفت !: فقط گفت بزار زنگ بخوره!بعد بچه هه گزاشت زنگ خورد رفت پیش ناظم معلمه هم رفت منم رفتم اون دور و ورها!خلاصه گفتوگویی بین اونا صورت گرفت که براتون میزارم

به لغت نامه یه نگاهای بندازین

بچه:اقا ما چی کار کردیم

معلم:خودت بگو

ناظم:اقای انتر* چی شده؟

بچه:اقا ما فقط دماغمون رو گرفتیم

ناظم:نه حتما یه کار دیگه ای هم کردی ؟ نه اقای انتر؟

معلم:نه اقای احمق*شما میدونین منظور ایشون خیلی بد بود؟

ناظم:این که دماغش رو گرفته دیگه

بچّه: نه خیر اقا ما منظوری نداشتیم

معلم:خفه شو !منظور تو این بوده که یکی تو کلاس یه کاری کرده !و اینجا توی اینکلاس همه محترم و هیچکی نبوده*و جلویات اینا بودن و عقبیات اینا!وبعد گفت ۱۰ جلسه نباید بیای تو کلاس من!

اخه انتر !این چه کاری میکنی!
لغت نامه ـ ۱ ـ انتر:به جای نام معلم به کار رفته نامی در خور معلم

ـ۲ـاحمق ـ به جای نام معاون استفاده شده سعی شده نامی برازنده  معاون استفاده شود

ـ۳ـ پس کی بوده؟خود احمقت؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

!بلاگفا تازگیها خیلی قاطه!بخاطر همین به روز نمیکنیم!

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 15:55 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

شهردار شهر بريتيبا ميريم در حومه ابرشهر سائوپولو در برزيل

تا دستور ثانوي «مردن» را در اين شهر ممنوع كرد!


به گزارش خبرگزاري فرانسه، شهردار بريتيبا ميريم اعلام كرد تا دستور ثانوي «مردن» در اين شهر ممنوع است، زيرا در گورستان شهرداري جايي براي دفن اموات وجود ندارد. در حكم شهردار آمده است: تخطي كنندگان از اين ممنوعيت، مسوول عواقب عمل خود خواهند بود! شهروندان بايد مراقب سلامتي خود باشند، تا نميرند! ممنوعيت «مردن» تا دستور ثانوي كه هنگام احداث يك گورستان جديد صادر مي‌شود، به قوت خود باقي خواهد بود!

روبرتو پره‌ييرا داسيلوا شهردار «بريتيبا ميريم» در پيام خود به شوراي شهر گفت: شايد اين دستور ظاهراًَ احمقانه باشد، اما احمقانه‌تر از آن، قانون 335.5 شوراي ملي محيط زيست است كه به ما اجازه نمي‌دهد يك گورستان تازه در شهر احداث كنيم.

او هشدار داد، اوضاع فاجعه‌بار است. خانوارهاي شهر ديگر محلي براي دفن امواتشان ندارند. تمام گورهاي قديمي دوباره مورد استفاده قرار گرفته‌اند، در مسيرهاي عبور ِ گورستان، گورهاي تازه احداث شده‌اند؛ حتي در گوشه و كنارهاي گورستان مرده‌ها دفن شده‌اند و ديگر جايي براي دفن اموات وجود ندارد. پس تا دستور ثانوي «مردن» در شهر بريتيبا ميريم ممنوع است!

سه سال زندگي با چيپس

لندن- زني كه سه سال تمام ، فقط چيپس مصرف كرده بود در آستانه مرگ قرار گرفت. وي كه هر روز 15 پاكت چيپس مي خورد به دليل احساس درد شديد در ناحيه شكم به بيمارستان منتقل شد. ابتدا پزشكان تصور كردند كه وي به بيماري «هپاتيت» مبتلا شده اما پس از انجام آزمايش هاي مختلف متوجه شدند كه بايد سنگ مثانه بسيار بزرگي از بدن او خارج شود. به هر حال آنها با انجام يك عمل جراحي 5/3 ساعته، سنگ مثانه را خارج كردند. اين دختر 22 ساله در سال 2000 پس از اين كه شغل خود را از دست داد شروع به خوردن چيپس كرد و طي سه سال اخير تنها غذاي او، چيپس بوده است. در صورتي كه وي چند روز ديگر به چيپس خوردن ادامه مي داد، سنگ مثانه درون بدنش به حدي بزرگ مي شد كه مرگ او حتمي بود.

کلکسيون سوسك!

دالاس- مردي در آمريكا اقدام به نمايش كلكسيون سوسك ها كرده است.

وي اين كلكسيون را از سال ها قبل جمع آوري نموده و جالب اين كه بر تن سوسك ها لباس كرده و آنها را در موقعيت هاي مختلف مثلا نواختن پيانو قرار داده است.

وي در مورد برگزاري اين نمايشگاه مي گويد: بسياري از مردم در منازل خود از سوسك ها فراري و متنفر هستند اما اين نمايشگاه نشان مي دهد كه مي توان به اين موجودات نيز علاقه مند بود.

روز شنبه يک مرد فرانسوي که خودش را « مرد عنکبوتي » مي نامد تنها با استفاده از دستانش از يک آسمانخراش در هنگ کنگ بالا رفت.

حدود يک ساعت طول کشيد که « آلن رابرت» از آسمانخراش 278 متري CHEUNG KONG بالا برود اما آن بالا پليس در انتظار او بود! البته پليس ها فقط پاسپورت او را چک کردند ؛ و گرچه او مجوز صعود از ساختمان را نگرفته بود ولي پليس هم او را دستگير نکرد.

« رابرت » که به صعود بدون طناب و تجهيزات شهره است گفت: من فقط يک بار سُر خوردم . اگر مقياس دشواري کار را از 1 تا 10 بگيريم ، دشواري اين کار 5 بود. من واقعاً از بالا رفتن لذت مي برم.

در ماه دسامبر ، رابرت از بلندترين ساختمان جهان « TAIWANS TAIPEI 101» بالا رفت. به دليل باراني بودن هوا صعود از اين ساختمان 503 متري حدود 4 ساعت طول کشيد.

همچنين او از برج MALAYSIA'S PETRONAS در کوآلالامپور و برج ايفل در پاريس و EMPIRE STATE در نيويورک بالا رفته است

فرامينگ هام – ماساچوست - دو روز پيش زني که در يک سطل بزرگ زباله دنبال قوطي هاي کنسرو مي گشت ، به همراه ساير زباله ها از پشت کاميون کمپرسي حمل زباله سر درآورد اما راننده اصلاً متوجه حضور او در ميان آشغال ها نشد.

به گزارش يک نشريه محلي «وندي کاب» 38 ساله در اين حادثه آسيب چنداني نديد. چون هنگامي که راننده کاميون داشت دکمه پرس را فشار مي داد تا آشغال ها را پرس کند که نصاب موکت که در آن نزديکي بود فريادهاي زن مزبور را شنيد و راننده را از وجود وي در ميان آشغال ها آگاه کرد.

خانم «کاب» مي گويد به خاطر پشت درد بيکار است و فقط هم هنگامي که به پول بنزين نياز داشته باشد به جمع آوري قوطي در آشغال ها مي پردازد. از قرار معلوم ماشين زباله تقريباً خالي بود بنابراين احتمال اين که بخواهند آن را خالي کنند کم بود.

اين خانم که به خاطر آسيب ديدگي قوزک پايش تحت درمان قرار گرفت ادعا کرد که صبح روز سه شنبه در موقع افتادن در کاميون ، تلفن همراهش را گم کرده است.

پليس فرامينگ هام گفت: راننده کاميون بي تقصير است. «دنيز اوکانر» مدير زباله هاي شهري ماساچوست اظهار داشت: "خود خانم «کاب» در اين ماجرا مقصر است . سطل آشغال متعلق به شهرداري است و اين خانم آشغال جمع کن در واقع به حريم آن تجاوز کرده است. نکته طنزآميز قضيه اينجاست که او در آشغال هاي دنبال قوطي مي گشت و در عين حال تلفن همراه هم دارد!"

خانم «کاب» گفت او عصباني است و مي خواهد با يک وکيل در اين مورد صحبت کند . همچنين او اظهار داشت مديريت شهرداري سعي کرد از من امضا بگيرد که تقصير آنها نبوده اما من گفتم به هيچ وجه قبول نمي کنم .

زبان مخفي معتادان

شايد روي ديوار اتاق خواب بسياري از نوجوانان جنوب مينه سوتا نوشته اي به اين مضمون آويزان باشد «خيابان يا کوچه 420» اين علامت ممکن است براي والدين مفهومي نداشته باشد ولي براي يک نوجوان معتاد به ماري جوانا اينطور نيست.

در چند سال اخير مقامات عالي رتبه در سه شهر متوجه شدند که تابلوهاي راهنماي جاده هاي روستايي مانند « جاده 420» ، « خيابان 420» و حتي «کوچه 420» ناپديد مي شود.

به نظر مي رسد شماره « 420» در خرده فرهنگ مصرف کنندگان ماري جوانا معني بخصوصي دارد. همان طور که انتظار مي رود دلايل آن مبهم است و داستان هاي زيادي در مورد آن گفته مي شود.

مقامات رسمي تصميم گرفتند که وارد عمل شوند و نام خيابان ها را تغيير دهند. ميانگين قيمت برآورد شده براي عوض کردن اين علامت ها بين 80 تا 100 دلار است.

اخيراً در شهر WASECA تصميم گرفتند نام هاي خيابان هاي 420 تا 429 را که حدود 11 مايل مي شد تغيير دهند.

حدود يک سال پيش ، مقامات عالي رتبه LE SUEUR مجدداً خيابان و کوچه هاي شماره 420 را به شماره 421 تغيير نام دادند.

BRAD MILBRATH معاون ارشد کلانتر WASECA گفت: من ديروز در بيشتر جاده هاي منطقه رانندگي کردم ؛ تمام آن علامت ها سر جايشان بودند.

«استيو هگر» سردبير «روزنامه HIGH TIMES» گفت استفاده از 420 به عنوان کد يا نشانه اي براي ماري جوانا ظاهراً از دهه هفتاد در سن رافائل کاليفرنيا آغاز شد.

او در يک مصاحبه اينترنتي در وب سايتHIGH TIMES اين تئوري را که عدد 420 کد رمز راديويي پليس سن رافائل براي ماري جوانا بود ، رد کرد.

در عوض او اين عقيده را قابل قبول تر مي داند که گروهي از دانش آموزان دبيرستاني سن رافائل هر روز بعد از مدرسه همديگر را در ساعت 4:20 دقيقه بعدازظهر ملاقات مي کردند و يک عدد را به عنوان کد رمز مورد استفاده قرار مي دادند و به اين ترتيب مي توانستند در مقابل والدين و معلمانشان نيز درباره ي ماري جوانا صحبت کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 20:11 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

البته خوب بماند که من درس عربی کلا ضعیفم

داستان از اینجا شروع میشه که... من معنی درس رو ننوشته بودم

ولی همه ی تمرین ها رو حل کرده بودم خلاصه معلم تا اومد تمرین نه سوالها نه زکی اومد گفت ترجمه من اقا ما ننوشتیم

خوب اسم ما هم رفت جزو لیست سیاه و به معلم گفتم که علت تینکه ننوشتم بغل دستیم دفترشو نداد بنویسم خلاصه یه عالمه کرم ریختم

موقع درس پرسیدن شد اول کریمی رفت مث خر موند بعد شاجانیان دست خودشوحتی به گچ الوده نکرد

بعدی کی ! من

اقا رفتیم یه عالمه قواعد توضیح دادیم واسه معلم ... اشتباه حل کردیم (البته فقط یه ــَـ اشتباه نوشتم)

ولی دیدیم لیت اسامی رو گرفت یه سری چرت و پرت نوشت یه امصا هم تهش زد.

خلاصه به مبسر کلاس گفت اینا رو ببر دفتر این کاغذ رو بده به مدیر

اقا ما رفتیمو حالا چی که نشد

اقای مهربان ناظممون با اقای جلالی اون یکی ناظم و اقای هاشمی و رحیمی ۲ مدیر بزرگوار

همه تو دفتر

اقای مهربان شروع کرد به سوال از من بابا من فقط نمیتونم صرف کنم میتونم حل کنم که خلاصه جواب دادیم

رسید به شاجانیان که داشت صرف میکرد که به جای ادخلو گفت ادخجونم   اقا دفتر رفت رو هوا مدیرا و ناظم ها هی سعی میکردن نخندن هی خندشون میگرفت بعد تازه به جای ادخلو هی میگفت اخدلو

دیگه رفتیم سر کلاس منم یه عالمه کرم ریزی کردم همین دیگه

 

خوش باشی

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 21:29 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

روش کلیک کنین

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 14:52 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

جالبه خیلی
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 14:30 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

اگه میخواین گل بسازین سایت بالا سایت بسیار خوبیه

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 14:27 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

اینم یه جستوجو گر جدید بر اساس رنگها

منبع:لینکستان

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 14:21 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

اگه میخواین چیزهایی جالب بسازین کلیک کنین

ساختن این چیزها

میتونین برین ببینین

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 15:21 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 15:36 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

کاریکاتور جالب از مدرسه

به ادامه ی مطلب منتقل شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 23:53 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

تازگی رفتم تو کار فلش باحال حتما بازی کنید من که خیلی حال میکنم

ضد مدرسه

حالا اگه خسته شدید بگید که من یه مطلب دیگه بزارم چون سالار درگیره

+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 18:37 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info






+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 18:32 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

ضد مدرسه 
+ نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت 15:9 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info





واااااااااااااااااااااای
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 18:23 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

دانلود تولبار ضد مدرسه 

Search
ضد مدرسه
 
 

خیلی امکانات دیگه داره حتما دانلود کنین

+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 16:34 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

یه موتور جستوجوگر فارسی هست که خیلی ها نمیشناسنش خیلی هم خوبه (روس عکس کیلک کنید)

برای اینکه این موتور جستوجوگر رو در وبلاگ خودتون داشته باشین از کد زیر استفاده کنید

و بجای XXXXXXXXXX ادرس وب خودتون رو بزارید

و نتیجه اش مانند شکل زیر میشه

Jamasp
جستجو در وب جستجو در zedemadreseh.blogfa.com
بای
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 16:9 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

منوی فتو شاپ رو در سالهای گذشته میبینید

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 16:56 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 16:22 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

این تبلیغ یه چسبه که نشون داده کره ی جنوبی رو به شمالی وصل کرده

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 16:18 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Info

سلام
شروع مدرسه .اول مهر.به مدرسه رفتن 14 میلیون دانش اموز

اه اه اه اینم اخبار ساعت 10
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا چرا؟
چرا ما انسانها رو عالم نیافریدی
خب الان ساعت 12:56 هست اول مهر و من باید چند ساعت دیگه برم مدرسه
و ساعت 6 بیدار شم
و یه عالمه پیاده راه برم
همین برم بخوابم میدونم سر مدرسه پدرم در میاد
بای تا فردا یه عالمه بخندونمتون
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385ساعت 1:2 توسط بچه های ضد مدرسه | 


Infoکپی برداری از این وبلاگ بدون ذکر منبع پیگرد دارد قانونی و غیر قانونی دارد و عواقبش بر گردن خودتان است!
http://salardevilking.persiangig.ir/other/zedemadreseh/Zedemadreseh.png