تبليغاتX
۞ضد مدرسه+باحال۞

۞ضد مدرسه+باحال۞

مرده شور هر چی مدرسست رو ببرن

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت21:17 توسطبچه های ضد مدرسه | 


Info

دست دست دست!!!!!!تولد مکسه دست بزنید!!اها بیآ!!!اها اها!

ما فکر میکردیم دعوتمون میکنه تولد ولی اصلا انگار نه انگار البته تولدش هم شنبه بود!ولی ! خودش هم یادش رفته بود تولد نگرفت!حالا!اخباطر همین امروز من میخوام بپوکونم!

تولدت مبارک ممد!پلیس!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++لینک بازار++++++++++++++++++

۱++تصاویر وارونه!

۲++چیزی را مه تایپ میکنید به صورت خانه ای ببینید

۳++چیزهای مخصوص اعدا از 1 تا ...!

۴++بازی خدایان مرتال کمبت!

۵++ساخت خانه با ورق مدل جدید

۶++سایت پارسی باکس)جامعه ی مجازی ایرانیان وبلاگ و...(

۷++تبدیل عکس به موزاییک!!!

۸++گزارش تصویری از ویستا

۹++کار جالب گوگل !

۱۰++بازی سونیک!فقط برای مکس!!

۱۱++24 صفحه فقط چیدن سکه روی هم

۱۲++کوچکترین پسر دنیا با قد 45 سانت و وزن 4 و نیم کیلو!

۱۳++سایت پارس قران (سایتی بسیار جالب)

۱۴++پاریس لیزری میشود

۱۵++یک سری عکس جالب که با عث اشتباه میشن

۱۶++چتری با قابلیت نمایش دادن عکس

۱۷++شکار لحظه ها از نوع نظامی

۱۸++اسمانخراشهای معروف دنیا

۱۹++زیباترین گوینده زن جهان میترا طاهری!

۲۰++گزارش نصویری از برج العرب

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت15:43 توسطبچه های ضد مدرسه | 


Info

سگهای نگهبان
Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...Loading ...
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت9:47 توسطبچه های ضد مدرسه | 


Info

{{{www.bahalha.tk}}}

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت9:30 توسطبچه های ضد مدرسه | 


Info

اصلا امروز حالم خوب نیست حالا داستان زیر رو بخونین تا بفهمین چرآ!

رفته بودیم ورزش خیلی دویدیم.!!رفتم اب خوردم تا خرخره جوری که داشتم بالا میاروردم!داشتم با یکی از بچه ها حرف میزدم من رفتم از اون ور برم اونم خواست از بالای نرده ها بره یکی دفعه دیدم!وای !!!میگه :: ......

من: چی میگه احمق؟!

:::::::

یه دفعه دیدم داره خون میاد!!!از شکمش چی شده بود رفته بود رد بشه از روی نیزها یکیشون گیر کرده بود بهش!احمق!!!من دویدم !به یکی از مربیها گفتم بعد رفتم به اون یکی گفتم بعد رفتم جعبه کمکهای اولیه رو اوردم!!!ولی من دو دقیقه پیش ۲۰ لیتر اب خورده بودم!!!داشت حالم بد میشد!اه خیلی بد بود!

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت14:19 توسطبچه های ضد مدرسه | 


Info

سلام . منم سالار!¤¤¤٪!خوبین اومدم یه خاطره بگم و ! اموزش رو اگه خدا بخواد شروع کنم !
++++++++++++++++++++++++++++++++++تقلب جالب!+++++++++++++++++++++

)))من این تقلب رو نکردم ولی دیدم!(((
یکی از بچه ها هیچی نخونده بود دوستش هم نیمکتهای اول میشت خودش اخر کلاس !حال مونده بود چه شکلی تقلب کنه؟!با خودش یکم فکر کرد و گفت::: معلم که پشت سرش رو نمیبینه!خلاصه ریاضی هم بود !رو چرک نویسش نوشت چسبوند به پشت معلم!خلاصه !اونم تقلب رو کند و خوند  دوباره چسبوند به معلم!!!!!

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

هر روز یه راه میگم!

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

تقلب را روی یک ورق مینویسید!! بعد انرا توری تا میکنید!و درون استین خود میگزارید که کسی انرا نبیند ! وب عد در مواقع مودر نیاز انرا بیرون میاورید!!!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت21:6 توسطبچه های ضد مدرسه | 


Info

بعد از مدتهای طولانی دارم اپ میکنم چند تا خاطرهی کوتاه براتون میزارم

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

تاریخ~!:یکی از بچه ها تو تاریخ تک گرفته بود بعد معلمعه اودرش بیرون فکش رو گرفت و گفت دهنت رو باز کن دهنت رو باز کن میخواست چی کار کنه! ورقه رو بزاره تو دهن دانش اموزه!ای خندیدیم همنیجوری هم میزدشون و میگفت من مخلف تنبیه بدنی هستم و اینها نقل و نبات هست!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

میرزا بنویس:زنگ انگلیسی بود حال نداشتم فردا امتحان داشتم !اه چه بد بعد اخر زنگ بود معلمه گفت:من نمیخوام شما میزا بنویس بشین فقط ۲۶ صفحه گنج ازمون تمیرن فلا و فلان و فلان رد کتاب بقیه در دفتر مکالمه و پترنها و بقیه چیزها هم در دفتر من نمیخوام شما میرزا بنویش بشین ها!

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

دفاعی:زنگ دفاعی بود رفتیم برا نظام تو حیاط به ترتیب قد وایسادیم عقبی من که هی شعر میخوند!جلوییم هم که خر بود هی میرفت اونور هی میرفت اینور!!!!خیلی باحال بود داشت خندم میگرفت اما اگه خندم میگرفت ۱ نمره از امتحان ترم کم میشد!

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت17:15 توسطبچه های ضد مدرسه | 


Info

عشق بود و حال و صفا خودمونیم ها بهتر از این نمیشد چهار روز تعطیلی !!!وای چه حالی داد!جاتون خالی ولی من دارم بخاطر کلاس تست و ... {خر خونی}بد بخت میشم !بعدا براتون میگم فعلا باید برم بخوابم فردا امتحان دارم !!بای!!!
+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان 1385ساعت21:52 توسطبچه های ضد مدرسه | 


Infoکپی برداری از این وبلاگ بدون ذکر منبع پیگرد دارد قانونی و غیر قانونی دارد و عواقبش بر گردن خودتان است!
http://salardevilking.persiangig.ir/other/zedemadreseh/Zedemadreseh.png