ادامه مطلب
ادامه مطلب
www.zedemadreseh.com و www.bahalha.org البته تمامی مطالب منتقل میشه!نگران نباشین موضوعات که در وب سایتمون هست اینان؟! ۱ ۱-ضد مدرسه ۲-ویدئو ۳-عکس ۴-داستانهای غیر ضد مدرسه ۵-حیوانات خانگی ۶-اطلاعات عمومی ۷-جاوا اسکریپت ۸-اخبرا مرتبط با وب ۹-همه چی با هم قاطی
این معاونه همه مرضی داره!خیلی وحشی همش با سوت دنبال اینو اینه!البته با من خوبه چون من یه چیزی فهمیدم که اگه باهاش این خودش رفتار کنی درست میشه مثلا من که میرم دفتر پول غذاها رو بدم باید یه دونه بزنم تو گوشش یه دونم لگد تا فحشش هم بدم بلندم باهاش حرف بزنم تا باهام خوب رفتار کنه ....ولی بقیه نه بقیه میرن میگه اقا تورو خدا مثلا برای ما فلان کار را میکنی...!که یه دفعه با لگد سوت سیاهشون میکنه خوب از اینکه بگزریم این اخر هفته ها میره داروخونه ها و میگه هرچی قرص بی خود و افتاده زمین تاریخ گذشته دارین بدین اونا هم میدم یه روز یادمه یه بچه ای رفته بود پیشش گفت اقا چشممون درد میکنه گفت برو این قرص رو بخور خوب میشی بچه رفت خوردـــــــــــــــ {اینجا رو زیر ۱۰ و اونا که بیماری قلبی دارن نخونن}اسهال گرفت....! خیلی خندیدم!!!معلوم نبود چه قرصی بهش داده یه دفعم به یکی که دلش درد میکرد استامینوفن داده بود.....!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هنر موز(کلیک کنید تا عکس ها بزرگ شوند) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هنر کدو ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هنر هندوانه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زیباترین و جالبترین خانه های جهان: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تصاویر زیر مربوط به تبلیغات و نقاشی های جالب بر روی اتوبوس های اروپایی میباشد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تصاویر زیر مربوط به جشنواره مجسمه های صابونی میباشد. در این جشنواره شرکت کننده ها با صابون، مجسمه های زیبایی را خلق کردند. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یه خاطره میخواستم بنویسم یادم نمی ااد!نمیدونم چرا دارم با سرعت نور تایپ میکنم!؟خاطره چی بود یادم نمی اد!ای خدا خاطره چی بود !اها یادم اومد ؟خاطره چی بود؟٬٫¤ها؟!چی بود من که یادم نمی اد؟!خاطره چی بود؟!٬٫¤یادم نیست !بای!
آي فون به واقع یك همه كاره است كه قابلیت استفاده به عنوان گوشی تلفن همراه تنها یكی از توانایی های آن است. این گوش به غایت ظریف و سبك با طراحی اسلیم و خاص محصولات شركت اپل دل هر ببیننده ای را بدست می آورد و با توانایی های فنی اش هر دوستدار تكنولوژی را به خود جذب می كند. صفحه نمایش 3.5 اینچی لمسی آن بدون نیاز به قلم مخصوص یك صفحه نمایش چند منظوه كامل است كه با سر انگشتان شما گوشی را تحت فرمانتان قرار می دهد. امكان برقراری تماس های ویدئویی ، دوربین 2 مگاپیكسلی ، پشتیبانی از استاندارد شبكه های وایرلس واي فاي ، بلوتوث ورژن2.0 ، اتصال یو اس بی ورژن2.0،حافظه داخلی عظیم 4.0 ویا 8.0 گیگابایتی ! با مدیریت سیتم عامل محبوب كاربران مكینتاش OS X باعث می شود كه شما راه حل همه نیازمندیهای خود را در كف دستانتان داشته باشید.
شما می توانید تمام قرارهای ملاقات خود ، دفترچه تماس های خود و نیاز های اینترنتی خود را در كنار فایلهای محبوب صوتی و تصویری تان به همراه اسنادی كه مورد نیاز شغلتان است را در دست بگیرید و در هر جا كه به آنها نیاز داشتید از آنها استفاده كنید یا از طریق اینترنت و صفحه نمایش وسیع دستگاهتان با استفاده از یك نسخه جستجوگر سفری نصب شده بر روی آن آنها را به وسعت شبكه جهانی اینترنت بیامیزید.
و همه این چیزی است كه شما در ابعاد منحصر بفرد 115 x 61 x 11.6 mm و وزن استثنایی 135 گرم در دستتان دارید و بدون نیاز به هیچ ابزاری قادر است با باطری قوی خود شما را به مدت 5 ساعت بی نیاز از شارژ مجدد نگاه دارد.
این گوشی تا آخر همین ما یعنی ژانویه ژوئن 2007 به بازار آمریكا عرضه می شود و برای عرضه در اوائل سال 2008 در بازار آسیا برنامه ریزی شده است . هرچند در چند جا خواندم كه در آمریكا عرضه شده است و بسیار زودتر از زمان پیش بینی شده نیز در آسیا عرضه خواهد شد.
قیمت آنهم 499 دلار برای نوع 4 گیگابایتی و 599 دلار در نوع 8 گیگابایتی اعلام شده كه به نظرم اصطلاحاً نسبت به گوشی های مشابه مفت استو با تمام این تفاسیر به نظر من بهترین گوشی اسمارت موجود خواهد بود و حتماً به مانند iPod انحصار گوش های اسمارت را تا حد زیادی به خود اختصاص خواهد داد.
من که کف کردم ، اگر پول داشتم حتما یکی میخریدم من که نمیدونم کی میاد ولی اگه بیاد با اینکه تازه گوشی خریدم اگه دیدم خوبه میخرمش)
خوشمان امد
خدایا هیچ بندگی رو از عظمتش سر افکنده نکن
جاتون خالی تو امتحانات شماره ی صندلی من فکر کنم 76 بود
اخر کلاس بود توپ توپ
اخرین صندلی چسبیده به دیوار صندلی جلویی و کناریمم خر خون بودن
ما هم که مینوشتیم حل میکردی همه کار خودمونو انجام میدادیم اگه هم نیازی داشتیم کناریامون رفعش میکردن
یه روز صبح که امتحان داشتم بیدار شدم
رفتم صبحونه بخورم
دیدم اسمون قرمزه... گفتم همین طوری قرمزه بابا به ما که کاری نداره که یهو قاشوق چایی تو گلوم گیر کرد
همه ی چایی رو یه دفعه رفتم بالا تارفتم بالا اون رفت پایین
گفتم امتحان دارم دیر میشه ماشاالله معده ی ما هم که سنگ را خورد میکند ولش کردیم
خودکارو اینا رو برداشتم که یهو پام به میز گیر کرد و با مخ رفتم تو دیوار جاتون خالی
مامانم ار تو اوتاقش داد زد : چه غلتی میکنی؟ بزار بخوابیم!
گفتم هیچی نشد بخواب زنگ زدم تاکسی که برم
تاکسی اومد از پله ها که داشتم میرفتم پایین یه لحظه فکر کنم شصت پام حوس چشم کرده بود داشت شصتم نزدیک چشم میشد که با یه حرکت سریع چشمو از شصت پام دور کردم(همه ی این صحنه در حالتی از چپ اندر قیچی من در هوا واقع شده در روی پله های خونمون) که تا دم خود تاکسی قل خوردم
من که سوار شدم انگار این تاکسیه میخواست خود کشی کنه
منم تو تاکسی کمر بندو بستم و دعا میکردم که تا کمر بند بستم دیدم دمه در مدرسه هستم
پیاده شدم یارو گفت 2 هزار تومن من گفتم 2 هزارررررررررررر گفت نکنه می خوای بگی زیاده
گفتم نه بابا الان میدم
دست کردم تو جیبم قلبم گرفت صورتم سرخ شد مو هام سفید شد دیدم کیف پولم نیست
تاکسیه گفت پول نداری گفتم چرا خلاصه اینقدر گشتم تا 2000 تومن 200 تومی به تاکسیه دادم
دیگه داشت کلافه میشد
رفتم تو مدرسه تا اومدم وارد بشم پام به دم در گیر کرد و با سر رفتم اونجای مدیر!!!!!!!!....
گفتم اوااااا ببخشید خدا مرگم بده
مدیرم که دیگه صداش در نمیومد
با صدای بسیار ریز و زیر گفت فقط برو
خلاصه با بچه ها دست دادیمو وایسادیم تا وقت امتحان بشه
که شنیدم شماره ها عوض شده اروم اروم رفتم شماره ها رو نیگا کنم پام باه پای یکی از بچه ها گیر کرد رفتم اونجای مدیر
دیگه فقط از جلوی مدیر فرار کردم فکر کنم صدای گریشم شنیدم
خلاصه شما ره ها رو دیدم شماره ی من شده بود 10 (توجه توجه این همه اراجیف بالا مال این تیکه بود
به مقدمه برگردید تا یادتون بیاد) خلاصه وقت امتحان شد ما هم رفتیم که بشینیم
مگه خدایا این صندلی شماره 10 پیدا میشد
وقتی فهمیدم صندلیم رفته یه کلاس دیگه میخواستم خود کشی کنم بچه ها اونجا بودن نذاشتن
خوب صندلی من دم در و با صندلی مراقب حدود 30 سانتی متر فاصله دارد
خوب این به نظر شما چی میتونه باشه
خلاصه مراقبمونم اقای مهربان ناظممون یه ترک زبون نفهم که چرت زیاد میگه ( مثال : تو امتحان ازش پرسیدم اقا این 30 میلیمتر همست یا 30 سانتی متر درست تایپ نشده یه خورده فکر کرد گفت این 30 میلی متره نه 30 سانتی متر چون اگه 30 سانتی متر بود کل صفحه رو میگرفت.در این لحظه 2 کار میخواستم بکنم
1 - بزنم همونجا ناکارش کنم
2 - یه سوال بپرسم شما چجوری ناظمه اینجا شدی)
ما هم امتحانو بد ندادیم و اومدیم بیرون رفتیم پی کار خودمون
خیلی نوشتم
الانم ساعت 2 شب هست
فردا هم بله ه ه ه ه ه ه
امتحان داریم اینگلیسی
وای فردا چقدر ما بخندیم
فقط به خاطر دایی راوند اینقدر نوشتم
خوش باشی
بای
























میخوام بندازمش بیرون
نظر شما چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اخه منم حال اپ ندارم موضوع هست حسش نیست حالا یه چندتا چیز باحال میزارم برین حال کنید:
در شهر منچستر انگلیس، "الیزابت" ۴۸ ساله در حال برگشتن از
خرید روزانه بود که متوجه یک خط ممتد خون در پیاده رو شد! او رد
خون را گرفت و به جلوی در خانه خود رسید. وی با نامه ای عجیب
روبرو شد که روی در چسبانده شده بود: "صاحبخانه محترم، من
مامور پست هستم. متاسفانه تکه ای از انگشتم توسط صندوق
پستتان کنده شده است... لطفا آن را به من برگردانید!"
"الیزابت" هم بعد از باز کردن صندوق پست خانه اش متوجه شد
که یک تکه انگشت بریده شده در صندوق جا مانده! زن بعد از بسته
بندی تکه انگشت بریده شده، آن را به اداره پست تحویل داد تا مرد
پستچی به انگشت بریده اش برسد!
در مدرسه ای در بنگلادش، هیچ کدام از بچه های کلاس نتوانستند
سوالات معلم خود را جواب بدهند و همین باعث شد تا معلم آنها به
شدت عصبانی شود و...
این معلم عصبانی گوش ۱۷ نفر از دانش آموزان این کلاس را با قیچی
برید! جیغ و داد این بچه ها باعث شد تا مسئولان مدرسه به کلاس
بیایند و معلم را به اتاق دیگری ببرند. دانش آموزان بخت برگشته به
بیمارستان انتقال یافتند.
"جواهر"، معلم این کلاس، در دادگاه گفت: من میخواستم بچه ها
بهتر درس بخوانند، حتی اگر کر شوند و نتوانند بشنوند که چه میگویم!
- ابتکاری ترین سرقت قرن را یک جوان پاکستانی ساکن امریکا
انجام داد! وی با پرورش یک موش دست آموز و فرستادن او به
داخل یک جواهر فروشی، در طول ۲۷ روز توانست ۱۴ کیلوگرم
جواهر را توسط جناب موش کش برود!
- عجیب ترین خروس دنیا متعلق به یک خانواده روستایی در
فرانسه است. این خروس صبح ها "قوقولی قوقو" میکند و
شبها تخم میگذارد! صاحب این خروس حتی حاضر نیست
این خروس را صدهزار یورو هم بفروشد!
ـ دو خواهر دوقلو به نام های "ترزا" و "ماریا" در 17 اوت سال 1933
و در ساعت 3 نیمه شب در بیمارستان اوکتاو شهر جاوه اندونزی٬
به فاصله یک دقیقه به دنیا آمدند. اما 69 سال بعد و در 17 اوت
ساعت 3 نیمه شب در بیمارستان اوکتاو شهر جاوه٬ به فاصله یک
دقیقه جان باختند!
ـ در اوکلاهما سال 1997 دختری 15 ساله بنام "جنی" برای دختر
عمه 16 ساله اش نامه ای نوشت که طولانی ترین نامه دنیا لقب
گرفت! وی برای نوشتن این نامه 2 ماه وقت٬ 35 خودکار و 5035
صفحه کاغذ مصرف کرد!
ـ سمج ترین فروشنده دوره گرد٬ جوانی به نام "جو" میباشد که 3
سال تمام هرروز صبح٬ دم خانه "یول براینر" معروفترین هنرپیشه
طاس و بی موی جهان رفت تا سرانجام توانست یک عدد شانه به
این هنرپیشه هالیوود بفروشد!
آیا میدانستید که:
ـ يک سوسک حمام ميتواند 9 روز بدون سر زندگي کند تا اينکه
از گرسنگي بميرد!
ـ يک کوروکوديل نميتواند زبانش را بيرون در بياورد!
ـ حلزون ميتواند 3 سال بخوابد!
ـ به طور ميانگين مردم از عنکبوت بيشتر ميترسند تا از مرگ!
ـ خطوط هواپيمایي آمريکا با کم کردن فقط يک زيتون از سالاد هر
مسافر در سال 1987 توانست 40000دلار صرفهجويي کند!
ـ ملت آمريکا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا ميخورند!
ـ چشمهاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است!
ـ پروانهها با پاهايشان طعم های مختلف را ميچشند!
ـ گربهها ميتوانند بيش از ۱۰۰ صدا با حنجره خود توليد کنند در
حاليکه سگها کمتر از 10 تا!
ـ ادرار گربه زير نور سياه ميدرخشد!
ـ تعداد چينيهايي که انگليسي بلدند، از تعداد آمريکاييهايي که
انگليسي بلدند، بيشتر است!
ـ فيلها تنها حيواناتي هستند که نميتوانند بپرند!
ـ فورييه 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد!
ـ کوتاهترين جمله کامل در زبان انگليسي I am است!
ـ اگر عروسک باربي را زنده تصور کنيد سايزش 33-23-39 و قدش
2متر و 15 سانتيمتر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يک انسان
نرمال!
ـ تمام خرسهاي قطبي، چپ دست هستند!
ـ اگر يک ماهي قرمز را در يک اتاق تاريک قرار دهيد، کم کم رنگش
سفيد ميشود!
ـ کوتاهترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ
داد که 38 دقيقه طول کشيد!
2. فرناز : غضنفر ناز
نكن
3. ياماها : بالاخره نفهميديم الاغا خرن يا ما ها
4. عذاب :
ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازست
5. لوبيا : كوچولو بيا
6. نجيب
: اين شلواره نه جيب داره نه زيپ
7. ساختمون : رفتيم پاي بساط حسابي
ساختمون
8. جوراب : بدجور آب خوردم پريد تو گلوم
9. لجن : ۴ ساله
بابام با عموم اينا لجن
10. كيبورد : كيف من رو كي برد
11. سينا
: ديشب رفتيم خونه عباس اينا
12. فرید و مجيد و حميد : شما ۲ نفريد
به قرآن مجيد عين هميد
13. حيدر : ديشب آمدم در خونتون هي در
زدم
14. آقا حيدر : ديشب اومدم در خونتون آقا هي در زدم هي در
زدم
15. ستيز : The mobile set is off
16. توكيو : من غضنفر را
دوست دارم تو كيو ؟
17. كوشش : شلوار من كوشش
18. كار و كوشش :
شلوار كار من كوشش
19. وطن : من رفتم حمام سر و تنم را شستم
20.
ماشين : شنيدم مي خواين بياين همسايه ما شين
21. كيشميش : من دايي غضنفرم
تو كيش ميشي ؟
22. كشور : اين قدر با كش ور رفتم خورد تو
چشمم
23. مينا و تينا : عمم اينا رفتن خونه عمت اينا
24. مناجات
: منا جات رو بنداز دير وقته مي خوايم بخوابيم
25. علي :
صندلي
26. صداقت : الو الو صدا قطع شد
27. جاسوس : اينجا سوسك هم
داره ؟
28. شمشير : فدات شم شيرتو خوردي ؟
29. خمپاره : شلوار من
عيد غدير خم پاره شد
30. ابريشم : هوا ابريش هم خوبه
31. خرچنگ :
كره خر چنگ نزن
32. شتر : شو تركي داري ؟ بده ما هم ببينيم
33.
عدس : ديگه ا(ز) دست شما خسته شدم چه قدر جمله بسازم !!!؟

![]()
و غیر![]()
![]()
![]()




















