اومدم یه چیزی بگم بعدا بازم مینویسم مدرسه ها رو سریعا کنسل کنید!و برید دنبال عشق و حال@
یه خاطره ای بگم
:دقیقا یادم نیست میخوام چی بگم!
یه معلمی داشتیم یه ترک نفهم!(البته به ترکها انصافا بر نخوره که من 50 % خونم ترکه!
این معلم 2 هفته پیش امتحان گرفت هفته ی بعد که جواب امتحانها رو داد من نبودم ولی میدونستم همه ی بچه ها گند زدن و معلم گفته همه از روی برگه یک بار بنویسن!ما هم که حال همه چی را داریم جز تکلیف!
خلاصه:2 هفته بعد امتحان اومدیم! نگو که معلم عصبانی سریعا به این و اون گفتم که نوشتن؟دیدیم هیچکی ننوشته!جز دو سه تا که سرشون میرفت مشقشون نمیرفت!
دیدیم معلم وایساده دم در و صدا میزنه :
معلم:فلانی شارق یه پس گردنی یه لگد اتشین!
رسید به من !
بعد یکی از دکه های لباسش کند گفت:میدونی چیه حسنچ!اینفدر میزنمت که مبیری این کند اینقدر میزنمت تا همش بکنه!بعد من به همون صورت اولیه رفتم جلو گفتم
آقا ما غایب بودیم! دوباره یه پس گردنی و یه لگد ولی ایندفعه به سوی کلاس در حال پرت شدن بودیم!
جالبیش اینه که این اتفاق در یکی از بهترین مدرسه های اصفهان اتفاق افتاد!


