بی شعور با توئم ها !

به به !

همه لذت میبرن از تیکه و فحش دادن به من اینم معلم پیره خرفتم روش !

سره کلاس حسابان بودیم و داشتیم حرف میزدیم که  معلم کثیف حسابان داشت تمرین هایی رو که روی تخته بود چک میکرد که یه دفعه دیدم به من داره نگاه میکنه !

گفتم به جهنم ! (تازگیا اعصاب معصاب نداریم ! )

یه دفعه میگه :

معلم پیره خرفت : ببین چرا حرف میزنی ؟ اخه اگه اینو تو امتحان بدن بعد اشتباه بنویسی چی ؟

من : ( البته من خیلی بد نشسته بودم نمیتونستم خودمو جمع کنم چون ضایع بود D: )

معلم پیره خرفت : ( که صداش یه دفعه میره بالا ) حتما باید بت 10 بار بگم که حرف نزن ؟! (دقیقا 10 بار ! البته تا حالا به من نگفته بود نمیدونم دیگه ! )

دٍ بی شعور ! حتما باید بهت گفت بی شعور تا ساکت شی !؟

من : تو شک بودم که این پیره چی میگه ! که دیدم سمت راستیم داره از خنده  ریسه میره ! سمته  چپیم هم داره نخودی میخنده !

منم دیگه داشت خندم میگرفت هی به این بقل دستیایه کودنم اشاره میکردم نخندین اینام که نامردی نمیکردن خلاصه دیدم اگه بخوام یه لبخند م بزنم دیگه جام تو اون کلاس نیست ! خلاصه تصمیم گرفتم بی خیال بشم !

همون لخطه پیره خرفت قصه ی ما که زود جوش اورده بود زود منجمد شد و رفت سر درسش !

سالار

13 همگی به در!

خوب عید خوبی داشتین ؟! درسا رو خوب دوره کردین؟! من که لایه کتابام باز نکردم !

نحسی 13 همتون به در باشه! من که احساس خفگی میکنم الان ! ( فک کنم همه این حسو دارن ! )

و امروز روزیه که تازه همه میرن سر درس و مشق  ! ولی ما امروزم نمیریم ! به شمام پیشنهاد میکنیم که وجدان رو ول کنید و با خیال راحت استراحت کنید × !

13 همه بدر !

سالار