عید

عید اومد !

هر چند که برا ما کنکوریا عید معنی نداره !

تولدم مبارک

تولدم که دیروز بود مبارک !

امتحانات

امتحانات مزخرف ترم تموم شد !

اپدیتامون در حد توئییت شده ولی به هر حال !

یلدا !

شب یلدای همه مبارک !

چه کنکوری چه غیر کنکوری!

نصیحت

اگه میخواین تو کنکور موفق بشینیا از سال اول بخونین

یا کلا بی خیال کنکور بشین!

کنکور!

لعنت به این کنکور که اینقد مزخرفه زندگی آدم رو از ریشه میخوره انگار!!!

کنکور و آخر ما !

خوب خوب !

بعد یه مدت طولانی !

اول سلام !

بعدم اینکه دیگه منم کنکوری شدم !

از دوم راهنمایی باهم بودیم !

البته بگم که من این 2 سال آخر کم کاری کردم ها

ولی خوب الان یه آرشیو قوی از فحش و فحشا به معلم ها داریم !

اولین ضد مدرسه بودیم !

دیگه دارم از دانش آموز بودن در میایم موندم چی کار کنم !

اومدم بگم من دیگه آنلاین نمیشم !

ماهی یه بار میام وبلاگ رو آپ میکنم و میرم که اینقد درس بخونم تا بمیرم !(البته فک نکنین ها ! الان جو گیرم)(البته فرقی هم نمی کرد به هر حال !)

رفتم دیگه !

راستی اول مهرتون هم مبارک باشه جوانان وطن!

سالار

مرتیکه پر رو !

آدم لطف میکنه تابستون میره مدرسه

هم ازش امتحان میگیرن

هم دعواش میکنن

هم میگن چرا دیر اومدی!

اقا مدرسه نخواستیم

گوره بابا کنکور !

معلم شیمی پیش

 معلم شیمی پیش : زمان تو شیمی خیلی واحد گسترده ای هست !

من : جدی اقا؟

معلم : بله میدونین از واحدهای خیلی کوچیم مثل میکرو ثانیه داره تا سال نوری !

من :سال نوری؟ !

کارنامه

به به چه درخشان !

ماله مارو که دادن دست چپمون ! ماله شما رو به کدوم دست دادن ؟

تموم شد !

وای باورم نمیشه !

نامردا چه امتحانایی ازمون گرفتنا !

تخیلی ! یعنی باور نمیکردم !

یه نکته ی جالب اینه که ! یه روز ساعت 5 صب بیدار شدم فیزیک بخونم برق رفت

نتیجه گرفتم که خداوند جان و خرد نمی خواد ما درس بخونیم !

تابستون ! کجایی !

سلام ! اخ میدونم الان خیلی دوره زمونه ی بدی شده! اینور امتحان اونور امتحان دوره ی برای امتحان !

اه حالم به هم میخوره از هر چی امتحانه ! دلم علافیای  تابستونو میخواد !

که تا صبح بیدار بمونم صبح بخوابم تا شب  ! 

بشینیم دوره هم و با اهنگ پازل درست کنیم و حرف بزنیم !

دلم میخواد 2 باره چپ و راست پاشیم با همه بریم کافی شاپو بخندیم !

حیف که امسال میرم پیش ! وگرنه تمام این کارارو میکردم ! (حالا فک نکنین که الان نمیکنم ها ! )

ولی کاش تابستون زودتر بیاد ! ولی معمولا قبل تابستون یه کاری با آدم میکنن که آدم پشیمون میشه !

از پست دوران امتحانات نمیشه بیشتر از این انتظار داشت !

سالار


بی شعور با توئم ها !

به به !

همه لذت میبرن از تیکه و فحش دادن به من اینم معلم پیره خرفتم روش !

سره کلاس حسابان بودیم و داشتیم حرف میزدیم که  معلم کثیف حسابان داشت تمرین هایی رو که روی تخته بود چک میکرد که یه دفعه دیدم به من داره نگاه میکنه !

گفتم به جهنم ! (تازگیا اعصاب معصاب نداریم ! )

یه دفعه میگه :

معلم پیره خرفت : ببین چرا حرف میزنی ؟ اخه اگه اینو تو امتحان بدن بعد اشتباه بنویسی چی ؟

من : ( البته من خیلی بد نشسته بودم نمیتونستم خودمو جمع کنم چون ضایع بود D: )

معلم پیره خرفت : ( که صداش یه دفعه میره بالا ) حتما باید بت 10 بار بگم که حرف نزن ؟! (دقیقا 10 بار ! البته تا حالا به من نگفته بود نمیدونم دیگه ! )

دٍ بی شعور ! حتما باید بهت گفت بی شعور تا ساکت شی !؟

من : تو شک بودم که این پیره چی میگه ! که دیدم سمت راستیم داره از خنده  ریسه میره ! سمته  چپیم هم داره نخودی میخنده !

منم دیگه داشت خندم میگرفت هی به این بقل دستیایه کودنم اشاره میکردم نخندین اینام که نامردی نمیکردن خلاصه دیدم اگه بخوام یه لبخند م بزنم دیگه جام تو اون کلاس نیست ! خلاصه تصمیم گرفتم بی خیال بشم !

همون لخطه پیره خرفت قصه ی ما که زود جوش اورده بود زود منجمد شد و رفت سر درسش !

سالار

13 همگی به در!

خوب عید خوبی داشتین ؟! درسا رو خوب دوره کردین؟! من که لایه کتابام باز نکردم !

نحسی 13 همتون به در باشه! من که احساس خفگی میکنم الان ! ( فک کنم همه این حسو دارن ! )

و امروز روزیه که تازه همه میرن سر درس و مشق  ! ولی ما امروزم نمیریم ! به شمام پیشنهاد میکنیم که وجدان رو ول کنید و با خیال راحت استراحت کنید × !

13 همه بدر !

سالار

عید همه مبارک !

خوب !

بلاخره این سا هم با تمام بالا بلندیهاش تموم شد !

کاش امسال یه سال بهتر باشه ! یه سال با مدرسه کمتر ! و 100 البته بهتر !

امیدوارم که ساله خوبی داشته باشین !

عید همه و مخصوصا بچه های ضد مدرسه ای مبارک !

تو عید درس نخونین ها ! خر شدین اگه بخونین !

دوران طلایی و اینا زر مفته !

بشینین آجیل بخورین ! برین عید دیدنی و حال کنین ! 

در کل خوش باشین !

سالار

آخییش!

سلام خوبین ؟!

عید شد دیگه به به !

بریم چه حالی کنیم ! که عید ساله بعد دوران طلایی برامون حساب میشیم ! پاره ایم !

یه خاطره از معلم حسابان بگم لذت ببرین :

سر کلاس بودیم ! یه دفعه معلم اومد وسط بچه ها !

رفت پیشه یکی خیلی اروم بهش گفت ::

به خدا به خداوندی خدا  یه قران قسم به دفعه دیگه فقط یک بار دیگه حتی اگه کوچکترین حرکتی کنی میندازمت بیرون

بعد یه دفعه دیدم زد تو سر بچه و :(اینجا رو با صدای بلند بخوانید ):

کثافت اشغاله کثافت اشغال اشغال تو چرا اینقد بی شعوری؟ کثافت ؟ کثافت ؟ تو کدوم طویله بزرگ شدی ؟ کثافت !؟ کثافت ! بی حیا ! بی شرف ! کثافت ! بی همه چیز! با این حیونی که من میبینم ( اشاره به بقل دستی ) هیج وقت هیچی نمیشین ! حیونای بد بخت کثافت ! اخه شما چی کار میکنین ؟ کثافتا ؟! کثافت(n!)

ما که نفهمدیم چی شد ! فقط تنها چیزی که یادمه این بود که جلوی خنده ی خودمو بگیرم ! و معلم هی حی فحش رکیک میداد !

دفعه بعدی خاطره ی ثبت نام ازادو سر کلاس همین معلم میگم براتون که لذت ببرین !



سالار !

Happy birth Day!

اووووووووووه ! 17 سالم شد چه زود!

دیگه بزرگ شدیم باید بریم سره درسمون یادش بخیر 13 سالمون بود این بلاگو زدیم !

پ.ن.: ولنتاین همم مبارک!

سالار

هتل !

خوب خوب

خوبین همه ؟ تو تعطیلات چی‌ کار کردین ؟!همش درس ؟!ما که اینجا عشقو حال جاتون خالی‌ !

حالی‌ بدیش اینه که ۳ شنبه صبح باید پاشیم بریم مدرسه که واقعا آدم زورش میاد !

تاریخم که از من حتما میپرسه هیچیم نخوندم هیچیم نمیخونم !

فعلا تو لابی هتلم باید برم الان منو میکشن چون همه منتظر من موندن !

فعلا !

راستی‌ Avatar  بی‌ نظیره !

سالار

مسافرت ! و مدیر UpDate

سلام ! خوب من دارم میرم مسافرت دلتون آّب ! ! چهار شنبه نمیرم مدرسه ! 

ولی خوب قبل از اینکه برم یه خاطره بگم که حال کنین بعد !


هوا سرد بود مام سر صف بودیم ! 

هی میگفتیم چی شده که ما رو نگه داشتن تو این هوا

میخوان نصیحت کنن !؟

خلاصه دیدیم که بله مدیر عزیز و گرامی اومد پشت میکروفن !

این مدیر ما کم نصیحت میکنه گفتیم چی شده که تو این هوا ما رو نگیر داشته !

خلاصه دیدم مدیر اومده داره در مورد اینترنت وبلاگ و ایمیل حرف میزنه

یه لحظه گوشمو تیز کردم !

دیدم بعله دارن میگن که به من ایمیل بدین !

بعد ایملیشو گفت !  @هویا ! یا گویا !

مثلا :

modir@yooha.com

یا

modir@gooya.com

نمیدونم کدومو گفت ولی به کدومو گفت !

خلاصه روحمون شاد شد !

مام بریم دیگه پرواز پرید !

سالار



سلام !

خوب اومدین بعده مدتها بازم !

معلم ها هم که انگار زدیشون !! بعد نشستن برگه رو صحیح رو کردن !

 

معلم فیزیک هم که دیگه نو بره !

برگرو صحیح کرده ! میگه 15 !

هر چی فک میکنم که من فیزیک 15 ؟!

پا میشم میرم برگرو میبینم

جمع میکنم میبینم 15 !

هر کاری میکنم میبینم 15 شدم !

میشینم !

بعد 2 باره فک میکنم که نمیشه !

پا میشم میرم ! میبینم که بعله ! اصلا سوالا رو صحیح نکرده ! OMG ~ !

یه دونش نشون میدم ! بعد میگه Ok!

2 بار میشینم ! میبینیم که بازم یه دونه دیگه ندیده !

میرم پیشش هلم میده پایین ! !!

میگه چه قد برگه دستته ؟!!

همینه والا !!

بعد معلم جبرم که لطف کردن تو رسم رابطه به علت اینکه ننوشتم X و Y ته نمودارها ازم نمره کم کردن ممنونم !

 salar



امتحان یا انتقام ؟!

سلام به همگی ! الان که ساعت 6 هست ! من هنوز تو کف امتحان شیمی 10 ساعت پیشم که چی شد ! چی بود !؟ رفتم سر جلسه دیدم به به ! یه کتاب دارن بین همه پخش میکنن ! 

یه کم گذشت دیدم انگار امتحانه ! با خودم فک کردم کگه میشه 6 صفحه  امتحان اونم شیمی  !

بعد که رسید به من دیدم ! بله ! میشه خوبشم میشه ! تا چشه دانش آموز در اد ؟! اخه امتحان کم یعنی چی ؟!

بعد یه نگاهی به وقت انداختم دیدم نوشته 100 ! 2 باره یه نگاهی به ورقا انداختم دیدم انگار خواب نیستم !

دیدم اگه بخوام ببینم خوابم یا بیدار وفت تموم میشه شروع کردم به نوشتن !

سوال 1 ) استوکیومتری چیست ؟! 

ای بابا این دیگه چیه ؟! خوب یه سری چیزو تو هم ضرب میکنیم دیگه !

تازه نامرد واکنشهام نداده بود !

خلاصه ! همه ی سوالاش تخیلی ! تازه من ماشین حساب نبرده بودم ! داشت گریم در میومد !

البته همشو نوشتم ولی چی نوشتم خدا می دونه !

کاش زود تر تموم شه ! امتحانا ! دیگه حال ندارم ! پاره شدیم ! :((

سالار

بلاخره !

بلاخره ! مان اومدم

خوبین ؟! من که دارم خودم به شخصه 3 4 تا میشم زیره فشاره امتحانا !

شبا که میخوابم خوابه مثلثات . فیزیک میبینم !

تازه من نمیدونم این چیه که تویه این مدرسه ی خراب شده ما باب شده که هر چی امتحان سخت تر معلم بهتر میشه ! بعد خصوصیم بیشتر میشه ! بعد کمره ما میشکنه !

حالا از امتحانا که هیچی نگم بهتره ! چون آبرو خودم میره !

فقط امیدوارم تا وقتی کارنامه ها رو میدن نمیرم ! تازه نصف امتحانام مونده !

یه برنامه یی داشتیم که شرط میبدنم فقط این مدرسه ی تخیلی میتونست بنویسه ! 12 تا امتحان در عرض 2 هفته ! یعنی شما به معجزه بودن مدارس ایران شک دارین ؟! (فردام امتحان زیان فارسی دارم که بنده دقیقا در ساعت 4:21 دقیقه ی بعد از ظهر هنوز لایه کتاب رو باز نکردم ! )

بزارین به خاطره ی جالب هم از جبر بگمو برم سر این درس مزخرف زبان فارسی !

بزارین اول در مورد معلم جبر بگم ! که یکی از تیز ترین و گیر ترین معلم هایی که من توی عمرم دیدم ! یه جلسه از من میپرسه حدود 1:30 نیگرم میداره پا تخته !(این معلم یه جوریه که اینقد سوال میکنه تا بلد نباشی همونجا به خاکو خون بکشوندت ! )

بعد میرم مشینم .

هفته ی بعد :

معلم : سالار بیا پا تخته :

سالار : من اقا ؟! هفته ی پیش بودیم ها ! (چون هفته ی پیش رفته بودم نه تمرین نوشته بودم ! نه چیزی خونده بودم ! )

خلاصه بقیش رو نمیگم چون رفتم اونجا پارم کرد ! و برم گردوند !

مهم نیست حالا  زبان فارسیو بچسبین ! که اونم اگه نخونم گند میزنم !

[امیدوارم اینو بلاگفا ثبت کنه ! ]

[.:.SaLaR.:.]

بعد از 1 ماه !

اه ! اومدم اپ کنم همش پرید ! لعنت !

تا شب یه دور دیگه ویرایشش میکنم !

خستم!

سلام ! وای دارم از خستگی میمرم ! چند وقته که کاره ما شده فقط مدرسه ! بعنی دیگه تو خونم نیستیم که درس بخونیم فقط تو مدرسه !

واقعا کمرم خم شده زیر فشارو اینا ! پیر شدیم والا !

از این ور مدرسه ! از اون  فلان ! از اون ور بهمان ! دیگه اعصاب برا آدم نمیمونه که !

تازه فردام امتحان هندسه داریم ! تازه معلمم بامون لج کرده میخواد بزنه له کنه مارو !

منم که هنوز رو کتابم یه نیگام ننداختم ببینم چی داره ! چی نداره !

یه معلمه فیزیکم بمون دادن ! ناب ! ! !

واقعا من سر کلاس این استاد که میشنم مزه فیزیک رو درک میکنم !

(حس دقیقش اینه که کتاب فیزیکو بجویین !)*

یه معلم عربی داریم که حرفای کتابو نقض میکنه !

یه معلم شیمی داریم که نقش رادیو رو بازی میکنه!

اها تا یادم نرفته ! یه دکترم() داریم ! ایشون ادبیات درس میدن ! خیلیم خوب ! *

کلا هر چه در باب مدارس و اساتید بگیم کم گفتیم ! ولی چه میشه کرد دیگه ! وقت کم است ! 

من برم هندسه بخونم که بدبختم !

*1-به معنای خر خونی جویدن کتاب نه ! به معنای واقعیش !

*2-بدون شرح ! خودوت حدس بزنین !

دعا !

خوب خوب خوب !

خوبین بچه ها ؟ چه خبرا ؟ با درسا و مدرسه ها ؟

من فردا صب دارم میرم عمل ! برام دعا کنین !

حتما میگین چه مریض خوشحالی !

خوب ما از اونجا که هیچیمون عادی نیست مریضیمون هم عادی نیست !

دعا کنین این آخرین پستم نباشه ! :-)

SaLaR The GaraT مچاله شده :-D

معلم های عتیقه !

سلام به تمامی دوستان خوب هستین؟ خوش میگزره مدرسه ها ؟ مشقاتونو نوشتین ؟!

ما که رفتیم سر کلاس همون اول مهر کم مونده بود کتابو تموم کنن ! حالا اقا هر چی ما بیگم اول مهره ! مگه گوش میکردن !

حالا از شانسه بده ما از اونجا که کلاس اخر هم هستیم به سری معلم دادن بمون انتیک انتیک ! هر چی پارسال گفتیم ما این معلمارو دوست داریم اینا خوبن اینا رو بزارین ! 

تازه این که خوبه ! اگه برنامه ی کلاسی رو بگم شرط میبندم همه اینجا خون برا ما گریه میکنن !

همه ی درسامون 2 زنگ پست سر همه ! حسابان ! جبر ! فیزیک ! عربی! بعد تازه مثلا چهارشنبه ها که ساعت 9.30 میریم مدرسه این شکلیه شیمی فیزیک فیزیک ! خوب دیگه آدم چی بفهمه از سر کلاس؟!

با اون معلم فیزیکی که هیچی حالیش نیست ! (قیافه ی اسمایل عینا شبیه معلم فیزیک گرامی است ! )

معلم شیمی هم که چی بگم معلم نیست ! ضبط هست ! میاد از اول تا آخر جزوه ! درسم نمیده ! فقط جزوه !بعد میگیم اقا استراحت بدین ! بعد همون موقع توضیح میده مه ما موقع توضیح استراحت کنیم !

معلم جبرم که هنوز اسمشو نگفته !

اومده سر کلاس کتابو باز کرده !

اقا اسمتون چیه ؟

بنویسید استدلال !

خدا رحم کنه امسال! تازه اینا یه چشمش بود !

فعلا ! {X|$@!@R|X}

تسلیت!

به همه ی دوستان تسلیت میگم ! برای اینکه تا چندین روز دیگه باید کیفتونو ور دارین برین مدرسه !

تازه با کی؟ یه سری دبیر که میخواستم مهندس و دکتر شن معلم شدن ! 

بعد خودشون هیچی حالیشون نیست هر چی بلدن تو یه دفتر خلاصه میشه که Copy کتابای کمک درسیه !

 خودشونون میگیرن و یه جوری با امتحاناشون حاله آدمو  با امتحاناشون میگیرن

بعد امتحانام که اینقد دعوات میکنن حالت ٌ میگیرین

بعدم بیرون می میبینیشون یه اخمی دارن که انگار سرشونو بریدی اومدن تحویل بگیرین !

ناظما هم که دیگه جای خودشون ! بچه شون نتوسته دبستانو پاس کنه میان به سر و وضع ما بد بختا گیر میدن ! 

خدا رحم کنه ! امسال هم که ما ساله دیپلمیم امتحانام نهایی ! 

از تک تک این لحضات لذت ببرید !

فعلا خوش باشید !

سالار@

سلامی از راه دور!

سلام ! (اه همه پستام عنوانش شده سلام ! )

خوب خوبین ؟ خوب هستین؟ با نزدیک شدن به مدارس چی کار میکنین؟

از اونجا که قرار بوده هر جای گورستونی که میریم این وبو اپ کنیم الان بنده این کارو دارم از چین انجام میدم !

به قیمت تخیلی اینترنت ! که ور شکستم میشم !

خوب اینجا همه چیز خوبه جز غذاها که واقعا آدم نمیدونه باید باشون چی غلطی بکنه !

خدا پدر این Fast Food ها رو بیامرزه ! که اخرت رو برا خودشون خریدن !

خوب من برم دیگه ور شکست شدم !

فعلا!

Salar The GreaT

شهره بازی!

سلام ! بعده مدتها با یه خاطره ی غیر مدرسه ای برگشتم !

خب ! از اونجا قصیه شروع میشه که بچه ها زنگ میزنن میگن پاشو بیا !

به همه اس ام اس میدم که 15 دقیقه دیر تر بیاین ! منم از اونجا که شانس ندارم SmS فقط برا من نمیاد ! 

رفتم اونجا وایسادم میبیتم که نوشته : "ورود افراد مجرد ممنوع "

میرم اونجا میگم اقا این چه شهر بازی هست ؟ برا ما جوونا نیست ؟! D:

میگه اگه شما بیاین خراب میشه ! (بعدا فهمیدیم چی میگفت ! D:)

خلاصه گفتش که اگه شما نفری 2000 تومن بدین به جا 200 تومن راهتون میدیم !

منم که از شانسم پول نداشتم ! 3 تومن داشتم ! (البته بعدا فهمیدا پولا تو جیبه جولوم بوده :)) )

خلاصه ما از بهترین روش استفاده کردیم و چسبیدیم به یه خانواده  و رفتیم تو !

از اون اول شروع کردیم به خوردن و مسخره کردن اینا که بازی دارن هی میگفت بیا 3 تا توپ 1000 تومن ما میگفتیم خودت بنداز اونام بد شانی می اوردن مام دیگه از هیج چیزی کوتاهی  نمیکردیم :-)) 

هر چی تونستیم بهشون گفتیم D:

ولی آخرش بد شد ! اینقد خورده بودیم و چرخیده بودیم که دیگه من که هیچیم نمی شد داشتم می میردم !

جاتون خالی ! :))

amoozesh 2

سلام !

امروز يه اتفاق جالب افتاد !

چه ادم احمقي ميگه اگه تخم مرغ رو از بالا و پايين فشار بدي نميشكنه ؟!

و چه ادم احمقتري اين كار رو امتحال ميكنه ؟!

خوب ملعومه جواب سوال اول همه

جواب سوال دوم اينجانب !

خوب ميخوام اين اموزش يا بهتر يگم تجربه رو به شماها بگم تا يه وقت اين بلا سرتون نياد !

شروع ميكنيم:

مواد مورد نياز:

يك عدد تخم مرغ           (ازمايش بسيار ارزان و جالبي هست پيشنهاد ميكنم امتحان كنيد)

مثل من وقتي چندتا تخم مرغ شكستي و انداختي كه بپزي اگه كنجكاو شدي كه ببيني از بالا و پايين هم فشار ميشكنه يا نه پس اين كار رو بكن !

يك تخم مرغ برداشته از دو طرف فشار ميديد

در ابتدا ميبينيد كه نشكست !

پس اون رو از پايين نگاه ميكنيد و فشار ميديد !
چي شد ؟

شكست ؟

خوب اين خودش يه تجربه هست كه ديگه از اين احمق بازيا در نياري

(مثل من)

بعدش يه حمام ميريد كه مو و صورتتونو بشوريد چون تخم مرغي شده !

اونم تخم مرغ خام !

ميشوريد

اوا !

هنوز بو تخم مرغ ميدي ؟!

مشكلي نيست به مرور زمان حل ميشه !

اينم از اموزش امروز

(اين اموزشها 100% انجام شده روي خوده من بوده و هيچ خطري ندارد)

خوش باشيد

مكس

بله !

این پستو تا شب کامل میکنم ! 2 بار نوشتم این پسر عمه ی گرام اومد کلیک کرد پرید !

فعلا

_________________________________________________________

خوب اومدم ! سلام به همه ! ما رفتیم و سفر و برگشتم ! البته سفر بودا ! 2 هفته ! یه تجربس دیگه ! 

البته 1 هفتس اومدم ولی متاسفانه نت نیست ! یعنی خواستم باشه ولی اینا که وصل نمی کردم !

خوب کارنامه ها رو دادن ! از نمره های درخشان زیبا بگم که ! یکی از یکی بهتر ! بهترین درسم هم زبان فارسی 13.25 شد ! :-D

البته آبله مرغون داشتم ها ! (حالا نکه نداشتم 22.5 میشدم ! )

ولی خوب مدیر گیر داده بود که چرا نمره هات اینه منم ابله مرغون بهونه کردم !

البته اون امتحانا که توش آبله مرغون داشتم نمرش بهتر از همه شد :-D

Khaterat 2

بله خلاصه به ۱۰۰۰ زور زحمت بالاخره رسیدیم تهران!

اونجا منتظر دأیی سالار شدیم بالاخره همدیگرو پیدا کردیم

سوار ماشین ۲سته دائی شدیمو رفتیم گردش

سا@ ۱۱ شب(به به)

رفتیم گشتیم یه عالمه

سا@ شد ۱ ! گفتیم بریم استخر !

هیچی‌ گویا استخرا اونجا ۲۴ سا@ بعضا و همیشه می‌شه رفت تو !

ما رفتیم مایو خریدیم تهرانم بود گرون بمون قالب کردن به عنوانه اصل !

بدن فهمیدیم اصل چینه !

خلاصه رفتیم یه سری دوستای دأیی گرام رو برداریم

مس فیلما دیدید یه رئیس مافیا هست یه عالمه آدم دورو برش !

رفتیم پارک لاله یه جای عجیبی‌ یکی‌ با موهای بلند و دم اسبی با یه عالمه ـدم که دورو باش بودن

گفتیم بیا ۱ سا@ قر زد و میگفت پول ندارم !

حالا نفهمیدیم راست میگفت یا نه چون یخورده مشکوک به نظر میومد !

دیدیم انگار استخر داره کنسل می‌شه که من گفتم من مایو خریدم باید منو ببرین استخر !

بالاخره موفق شدیم البته

خوا ستیم تو پارک بریم wc آخه همگی‌ داشتیم میترکیدیم !

باو یه ۷-۸ سا@ نرفت بودیم

من برا شوخی‌ گفتم چه حالی‌ میده دره wc بسته باشه

رفتیم بسته بود :(

و فحش بود که سالار و خودم به خودم میدادم

بالاخره به روش صنعتی‌ مجبور شدیم یه کاری بکنیم :د

(پشت شمشاد در خفا و تاریکی‌)

عکسش هم موجود خواستید بگید بذارم :د

نگید نمیزارم(:د)

خلاصه شارژ شدیم برا استخر رفتن و راه افتادیم یه ۱ سا@ای تو راه بودیم

سا@ ۲.۳۰ ا.م

رسیدیم استخر و اونجا دأیی سالار جوگیر شد و منو سالارو مهمون کرد (در آخرین روزی این سفر از بی‌ پولی‌ و گرسنگی زمینو گاز میگرفتیم):د

تازه خیلیم گرون بود محل بالا تهران بود و نفری یه ۱۰-۱۲ هزاری بود !

خلاصه رفتیم تو یه حوض بود رفتیم پرسیدیم آقا استخر کو گفت همینه !

گفتم کدومه به حوض اشاره کرد

هیچی‌ با این قضیه هم کنار اومدیم پریدیم تو استخر دیدیم رسیدیم اونور استخر یا بهتره بگم حوض !

فقط باید دور میزدی ما هم که پریدیم تو آب نصف آبه استخت خالی‌ شد !

یه سری دیگه هم آاومدن پریدن تو حوض و ما له شدیم

دیدیم اینجوری نمیشه رفتیم سونا بخار خفه شدیم بخار ۱۰۰ درجه بود و ششمن سوخت !

بده ۱.۳۰ سا@ کلنجار رفتن اومدیم بریم بیرون که یه سری عرض اوباش آاومدن و در حدود ۲ مین برخورده ما با اونا چشو گوشمون به طور کامل باز شد

بد از این قضیه به صورت جسد رفتیم خونه بخوابیم رفتیم اما نخوابیدیم ۱۰ تا فیلم تا صبح نگاه کردیم از جمله ژیگلو اروپیی که فوق‌العاده بود !

فردا صبش هم رفتیم کافه صبونه  خردیم و رفتیم دربند بسیار خوش گذشت فوق العاده ترین جای این خاطره شب این روز هست که تو خاطره بعدی براتون میگم

باید فکر کنم چجری بگم مزش از بین نره چون واقعا تو عمرم اینقدر نخندید بودم

فعلا

خوش باشید

مکس

(راستی‌ یادم رفت فارسی‌ بنویسم لطفا این خاطررو یجوری سر کنید تا بعدی رو فارسی‌ بنویسم)

_____________________________________________________________________________

bale kholase be 1000 zooro zahmat belakhare residim Tehran

oonja montazere daeiye salar shodim belakhare hamdigaro peyda kardim

savare mashine 2ste daei shodimo raftim gardesh

sa@ 11 shab)bah bah)

raftim gashtim ye alame

sa@ shod 1 ! goftim berim estakhr !

hichi gooya estakhra oonja 24 sa@ bazan va hamishe mishe raft too !

ma raftim mayo kharidim tehranam bood geroon bemoon ghaleb kardan be onvane asl !

badan fahmidim asle chine !

kholase raftim ye seri 2staye daeiye geram ro bardarim

mese filma didid ye reis mafia hast ye alame adam doro baresh !

raftim park lale ye jaye ajibi yeki ba moohaye boland va dom asbi ba ye alame adam ke doro baresh bodan

goftim bia 1 sa@ ghor zad va migoft pool nadaram !

hala nafahmidim rast migoft ya na chon yekhorde mashkook be nazar mioomad !

didim engar estakhre dare cancel mishe ke man goftam man mayo kharidam bayad mano bebarin estakhr !

belakhare movafagh shodim albate

khastim too park berim WC akhe hamegi dashtim miterkidim !

baw ye 7-8 sa@ narafte boodim

man bara shookhi goftam che hali mide dare WC baste bashe

raftim baste bod :(

va fosh bood ke salar va khodam be khodam midadam

belakhare be raveshe sonati majboor shodim ghazaye hajat ro be ja biarim :D

(poshte shemshad dar khafa va tariki)

axash ham mojoode khastid begid bezaram :D

nagid nemizaram):D)

kholase sharj shodim bara estakhr raftan va rah oftadim ye 1 sa@i too rah boodim

sa@ 2.30 a.m

residim estakhr va oonja daeiye salar javgir shod va mano salaro mehmoon kard (dar akharin roozaye in safar az bi pooli va gorosnegi zamino gaz migereftim):D

taze kheyliam geroon bood mahale bala tehran bood va nafari ye 10-12 hezari bood !

kholase raftim to ye hoz bood raftim porsidim agha estakhr koo goft hamine !

goftam kodoome be hoz eshare kard

hichi ba in ghazie ham kenar oomadim paridim to estakhr didim residim oonvare estakhr ya behtare begam hoz !

faghat bayad dor mizadi ma ham ke paridim to ab nesfe abe estakht khali shod !

ye seri dige ham oomadan paridan to hoz va ma lehl shodim

didim injoori nesmihe raftim sona bokhar khafe shodim bokhare 100 daraje bood va shoshamon sookht !

bade 1.30 sa@ kalanjar raftan oomadim berim biron ke ye seri araze obash oomadan va dar hodoode 2 min barkhorde ma ba oona chesho gooshemoon be tore kamel baz shod

bad az in ghazie be soorate jasad raftim khoone bekhabim raftim ama nakhabidim 10 ta film ta sob negah kardim az jomle jhigoloo erupyi ke fogholade bod !

farda sobesh ham raftim cafe soboone khordim va raftim daband besiar khosh gozasht fogholadetarin jaye in khatere shabe in roz hast ke to khatere badi baraton migam

bayad fekr konam chejri begam mazash az beyn nare chon vaghean to omram inghadr nakhandide boodam

felan

khosh bashid

Max

(rasti yadam raft farsi benevisam lotfan in khateraro yejoori sar konid ta badi ro farsi benevisam)

و اينك ! حج سالار !

خوب خوب خوب !

متاسفانه اينترنتم تموم شد ! و اينجا نصفه حروف سره جاشون نيستن ! و 4 تا هم كه اصلا نيستن !

فقط همينو بكم ! (g)

كه اينجا أدم به فكره  خدا باشه ! به فكره اينه كه له نشه !

بعدا ميام كامل توضيح ميدم ! فعلا!

سالار!


amoozesh (keyboard shostan)1

به لطف خودم امروز كارهاي جديدي مجبور شدم انجام بدم

البته قبلا تجربش رو دارم برا شما ميگم تا يه وقتي اگه خداي نكرده اين بلا سرتون بيا بدونيد چيكار كنيد

اول از همه بگم اين روش كاملا عملي و تجربي هست و همه چي به شما بستگي داره!

خوب شروع ميكنيم:

اگر يه وقتي مثل من داشتيد نوشابه ميخورديد(نوشابه خيلي بده.در يك تجربه ي ديگه اب ليمو ريخت اما به بدي نوشابه نبود)و اون بر اثر يه عاملي كلا ليوان بر عكس شد روي كيبورد و شما در صفحه ي بازي انلاين بوديد(مثل من) كه كيبورد يه سري علائم عجيب تو بازي بفرسته و شما رو مثل من يك spamere حرفه اي خطاب كنند و ban كردنتون هر چه سريعتر هر كاري داريد ول كنيد و با موسي كه شايد درست مونده باشه همه ي برنامه هاي كامپيوتر رو ببنديد !

اصلا هول(حول! نميدونم)نگران نشيد !

اين امري كاملا طبيعي هست !

با خونسردي تمام پيچاي پشت كيبورد رو باز كرده و نوشابه اي كه اون تو به مقدار حدود 1.5 ليتر هست رو خالي ميكنيد !

كيبورد رو مانند يك ظرف شسته و ميگزاريد خشك بشود.

ميتوان براي انجام شدن سريع عمل خشك شدن از شسوار استفاده كنيد (مثل من)

بعد از اينكه از خشك شدن كيبورد اطمينان كامل پيدا كرديد همه ي قطعات (چندتا بيشتر نيست) سر جاي اوليه گذاشته و كيبورد رو وصل ميكنيد !

اگه كار نكرد اصلا نگران نباشيد (مثل من)

بگيريد بخوابيد فردا كه بيدار ميشيد حتما كار خواهد كرد !

اما از خير كليدها ي عدد سمت راست كيبورد بگزريد ! چون هنوز موفق به راه اندازي اونا نشدم !

يك مشكل ديگه كه ممكنه پيش بياد اينه كه كليد استارت به جاي عدد 1 كار ميكنه

اونم مشكلي نيست

نكته ي مهم: هيچ گاه پيچ ها رو در دهانتون نگذاريد چو من گذاشتم يكي از پيچا گم شد(مثل من) !!!!!!

نكته ي مهم 2 : مواظب كليد هاي كيبورد باشيد كه گم نشه (مثل من)

نكته ي كنكوري : من خودم اين راه رو 2 بار تست كردم با مواد مختلف.مسئوليت اين كار به عهده ي خود شخص است و لا غير !

خوش باشيد

مكس

khaterat  1

خداوكيلي فكر نميكنم تو دنيا خاطره پايه خنده تر از خاطرات من يا سالار وجود داشته باشه كه به مراتب خاطرات من با بدشانسيهاي فوق العاده اي كه برام پيش اومده براي طرف شنوده بسيار دلپذير و لذت بخشه و سالار با كارهايي كه به عقل هيچ انسان سالمي نميرسه انجام ميده !

حالا يه تيكه از خاطره اي مشترك رو براتوم مينويسم.

خير سرمون اولين سفر مجردي عمرمون رو با هم رفتيم تهران پيش دايي سالار(ايشون هم مجردن)

مدت اقامت 3 روز و دو شب يا 2 روز و 3 شب يادم نيست!

خلاصه بگم تا ما اومديم سوار اتوبوس بشيم(ديگه خواستيم بگيم ما هم ميتونيم) 1 ميليارد نصيحت از سلسله اشخاص متفاوت بود كه براي ما گفته ميشد ( خان اول)(خان رو درست نوشتم ؟؟؟!)

رفتيم سوار اتوبوس شديم و اخرين رديف نشستيم

سالار . من . برادر طلبه . خواهر طلبه(نامزد برادر طلبه)

به اين ترتيب نشستيم.

اوتوبوس راه افتاد ما هم از همه جا بي خبر نميدونستيم كجا واي ميسته كه يعني ميدونستيم اما نميدونستيم كي وا ميسته !

سر راه همون اول اتوبوس واستاد يكي اومد بالا موز ميفروخت . با سالار مشورت كرديم بخريم با  نه ديديم گرسنه نيستيم و نخريديم

چشتون روز بد نبينه بدبختي ما از همون موقع شروع شد !

تا يارو رفت پايين و اتوبوس رفت تو دنده 1 ما از گرسنگي داشتيم ميمرديم !
فقط اومد بمون موز نشون داد رفت تا جونمون رو در بياره !

هيچي يه خورده حرف زديم گفتيم خنديديم بعدش يه فيلم نشستيم ديديم (psp) بعدش من يه چرت زدم و بيدار شدم گفتم به سالار رسيديم گفت نميدونم !

پرسيديم يارو گفت هنوز از اصفهان خارج نشديم !!!!!!!!!!! OMG !

من و سالار هيچي به رومون نياورديم.صبر كرديم و صبر كرديم هي كيلومتر كناره جاده رو نگاه ميكرديم كه با سرعت وحشتناكي (فكر كنم هر 30 دقيقه 1 كيلومتر ) ميگذشت !

ما همچنان صبر كرديم

گرسنه

تشنه

هم 1 و هم 2 داشتيم !

كه وسط راه فهميديم خود اتوبوس اب داره اينقدر خوشحال شديم !

رفتم 7-8 تا اب از يارو كمك راننده گرفتم اومدم.يه سر رفتيم بالا كه همون قلپ اولو خورديم حالمون بد شد همونم تف كرديم حالمونم بدتر شد !

اون 7-8 تا اب رو هم گذاشتيم پشت اتوبوس.

رسيديم !

رسيديم !

رسيديم اما كجا ؟!

ايستگاه بين راه تا مردم يه استراحتي بكنن !

من و سالارو ميگي مثل نديد بديدا رفتيم هرچي ديديم خريديم !با 2-3 تا كيسه بسيار بزرگ پر از تنقلات !

برگشتيم تو اتوبوس حالا بود كه وارد مرحله ي بسيار حساس ميشديم

به خاطر مسائل امنيتي كه به خاطر نصايهي كه بمون گفته بودن .

گفته بودن به خاطر مسائل گلاب به روتون {دستشويي(توالت)} كه اينجا ما نياز پيدا كرده بوديم بسيار حساس و دقيق باشيم !

ما هم مثل جيمز باند رفتيم WC رو پيدا كنيم بعد از پرسشهاي فراوان بلاخره پيدا شد و ما يكي يكي رفتيم به داخل در هنگامي كه يكي داخل بود اون يكي بايد كشيك ميداد و مواظب بود كه براي اون يكي مشكل يا خودتون بهتر ميدونيد ديگه پيش نياد !
بعد از اون بدبختي سوار اتوبوس شديم و راه افتاديم !

ناگفته نمونه كه پيدا كردن اتوبوس خودش به اندازه ي يك خان سخت بود چون همه اتوبوسا شكل هم بود

خير سرمو اتوبوس رو نگاه كرديم كه يادمون نره ! تازه يه چيزم نشون كرديم اما بعدش فهميديم كه اون نشون روي همه ي اتوبوسا هست !

توي قم هم يه ايست چند ثانيه اي داشتيم كه 2 خواهر و برادر طلبه پياده بشن(خدا وكيلي ادم باحال و پايه مثل اونا كم پيدا ميشه ! ) و يك بنده خدا كه بسيار بدشانس هم بود سوار شد تا بياد تهران !

اومد جاي اون 2تا نشست و اهنگ گوش ميداد

متاسفانه اتوبوس در بين راه يه ترمز كمي محكم كرد كه عواقبش بعدا معلوم شد !

رسيديم تهران !

يعني ميشد !

وايساديم همه پياده بشن

اون يارو كه تو راه سوار شده بود و داشت اهنگ گوش ميكرد ديديم داره به زمين و زمان فحش زشت زشت ميده !

نگاش كرديم ديديم همه ي اون آب ها كه گذاشته بوديم عقب با همون ترمز دقيقا روي ساك اون مرد بدشانس ريخته بود ! بنده خدا در ساكشم باز بود !

كلا كف اتوبوسم پر اب شده بود .

من و سالار به رومون نياورديم و رفتيم !

نا گفته نمونه كه به علت بي فرهنگي ما متاسفانه همه ي اشغالها رو يه جاي اتوبوس جاسازي كرديم و اومديم البته سطل اشغال نبود وگرنه ما كه از اين كارا نميكنيم!

الان خوابم مياد ساعت 4:30 a.m هست

بقيه داستان واسه يه روز ديگه.

از اين به بعدش واقعا جالبه...

با اجازه

خوش باشيد

مكس

|:

بنا به انتقادها و پيشنهادات مجبور شديم از اين داستانهاي كزايي دست كشيده و به مواردي كه اگر امشب يادمون بياد بش اشاره بكيم !

مكس اومده ديگه ول هم نميكنه !!! (2)

بله مي اومديم دوباره !

گويا وقتي به شدت خوابمون ميگيره حس نوشتنمون گل ميكنه !

من شرمندم خدا وكيلي خودتون ببخشيد !

خوب كجا بوديم اهان ... ادامه ي داستان !

اومدم برم خونه اما نميتونستم يعني متاسفانه كسي در رو به روم باز نميكرد !

هيچي مثل گدا گشنه ها همون گوشه نشسته بودم كه يه صدايي اومد !

يه عالمه فوحش ركيك و ... ميداد نميدونم به كي !

ديدم يه گربه داره رد ميشه !

ديدم صدا هم از اون طرفه

در نتيجه گربه صدا ميده !

هي گربه داشت فوحش ميداد كه يهو فهميدم به كي فوش ميده !

به  اشرف مخلوقات كه اينا زندگي مارو مختل كردن !

منم عصباني شدم رفتم باش درگير شدم بي پدر يه كتك اساس زد بمون پرتم كرد يه گوشه اومد گفت

من ببر بودم معتاد شدم اين شكليم چي فكر كردي سوسك !

منم به رگ لريم* برخورد !

يه قدرت زدم به گربه ديدم نابود شد همون لحظه يه سري بسيجي اومدن منو گرفتن بردن زير 33پل گفتن نسبتت با اين خانوم چيه !

گفتم ما دوست خانوادگي هستيم . حالا دختره كجاست ؟!

گفتن ما نميدونيم بمون گزارش دادن بياي بگيريمت!

منم اوضاع رو وخيم ديدم يه چيزي از جيبم در اوردم گفتم

اين علامته حاكمه بزرگه احترام بگزاريد !

اينو كه گفتم يه بوي بدي حس كردم برگشتم پشت سرم رو نگاه كردم ديدم بعدش ديگه نديدم

يه صدايي اومد گفت منو ببين گفتم نميبينم

گفت اقراْ منم كه خوندن بلد نبودم شروع كردم به خوندن !

حالا ديگه صدا قطع نميشد جاتون خالي هرچي اهنگ بود ما خونديم از اقاسي گرفته تا جاستين !

همينجا بود كه كارگردان گفت كات !

من چشبند رو باز كردم گفتم خسته نباشيد كارگردان گفت به تو هيچ ربطي نداره

درست همينجا بود كه زلزله شروع شد اخرش نفهميدم زلزله بود يا سيل !

زمين دهن باز كرد يدفه منم كه پام از 180 درجه 5 درجه اونم به زور باز ميشه رفتم زير زمين !

مستقيم تا هسته ي زمين رو رفتم كه ديگه همونجا در زمين و هوا معلق موندم

هوا گرم بود اما بندر عباس گرمتر بود

يهو ديدم يه طناب اومد از اون بالا هم صدا ميومد طنابو بگير

با كمك طناب خودمو رسوندم بالا تا رسيدم بالا همه تعظيم كردن گفتن عزيز مصر يوزارسيف سلام !

منم گفتن سلام اونا هم گفتن سلام من بازم گفتم سلام بازم اونا گفتن سلام

گفتن كاري نداريد بام ديگه ؟

گفتن نه

منم پريدم تو چاه !

(ادامه ي داستان كزايي و فضايي رو در روزهاي ديگه كه خوابم مياد خواهم نوشت)

با اجازه

خوش باشد (يكي از چشمام از خستگي ديگه تكون نميخوره !!!!OMG)

مكس

راستي:

* لر: موجودي عجيب داراي قدرتهايي عجيب و خارقالعاده كه ...

مكس

بعد مدتها مكس مياد دوباره D:

خوب

ما امديم !

سالار هم رفت مكه !   حالا برگشت ميتونين بش بگيد حاج سالار !

من نميدونم اين سالار نماز هم بلد نيست بخونه واسه چي رفت خدا ميدونه !(سوءتفاهم نشه من نيت نماز خوندن رو بلدم.البته فكر كنم)

بله سالار رفت ما مونديم و اينجايي  رو كه سالار به صورت يك ... در اورده !(بعدا ميگم)

بله يكي از دوستان سالار كه خدا بگم چيكار نكنه اين سالار رو يه حرف خوبي زده بودند (جهت ياد اوري : كوه صفه)

كه اين نيز بگذرد!

اين نيز بگذرد قضيه داره

منتها الان چون خوابم مياد دارم هزيون ميگم !

ساعت 1:30 نصف شب هم كه اس ام اس مياد ! (مردم خواب ندارن)

اما در اينجا ميپر دازيم به اين مطلب (اس ام اس اومد) كه ميدونيد كه من ميدونم كه شما هم ميدونيد كه سالار ميدونه كه من ميدونم (اس ام اس)خلاصه داشتم ميگفتم اون روز رفتيم كوه !

كه ...(كچل شديم "اس ام اس) اره تو راه برگشت يه تاكسي بي پدر ما هم از همجا بي خبر  گرفتيم سوار شديم !(خودتون ميتونيد حدس بزنيد)

هي ميگفت قابل نداره(نكته:هرگاه تاكسي گفت قابل نداره يه چيزي بندازيد جلوش و هرچه سريعتر محل را ترك كنيد)گفتيم چاكره اقا(اس ام اس)گفت مخلصيم داداش گفتيم نوكريم گفت 4000 تومان رد كن ياد وگرنه همينجا سرويست ميكنم !

ما چپ و راست و نگاه كرديم كه يهو يكي از بچه هارو ديديم گفت مياي كافي شاپ منم گفتم اره!

رفتيم كافه گلاسه خورديم كه يهو راننده تاكسي اومد كنارمون گفت ببينم كه من حرفشو قطع كردم گفتم دوست عزيز برات تاكسي گرفتم !

كلي خوشحال شد و  (اس ام اس) رفت سوار شد و منم يه چشمك به راننده تاكسي زدم و تا اومد برگردم يه غول بي شاخ و دم (اس ام اس) ديدم به يكي گفتن اين كيه !

گفت شپژچ ( همه ي حروف ساكن هستند) !

گفتم به من چه و رفتم خونه !

به علت اينكه ديگه دستم با مغزم همكاري نميكنه ادامه ي داستان رو بعدا مينويسم !

تا بعد (اين داستان فقط يك داستانه كه حاصل يك مغز خسته ي خوابالود هست)

خودتون ميبخشيد



شانسه دیگه !×!

امتحانای همه تموم شده ما فردا جغرافی داریم ! 2 تا کتاب در قطع بزرگ یکی از یکی بد تر !

اینا رو ول کنین امروز همه سالمن میرن دیدار خاتمی و عشق و صفا  ما باید بمونیم تو خونه جغرافی رو بخونیم و هیچی نفهمیم و حواسمون باشه که  خودمون رو نخارونیم!

اینا رو ولی کنین بزارین از تقلب زیبای خودم برتون توضیح بدم !

سر امتحان ادبیات :

مراقب      من        تقلب دهنده

این نقشه ی جایی که من میشینم ! حالا شما فرض کنین تو این اوضاع من داشتم میپرسیدم از این یارو که کتاب آزادی و چیو کی نوشته (اسمش یادم نیست )

میگه : عنصری عنصری !

میگم : هی حیون کی احمق عنصری نداشتیم که ؟

این دفیه ضعیف تر بدون اینکه دهنش رو باز کنه میگه  میگه : عنصری عنصری 

منم دلو میزنم به دریا و عوضش میکنم ! (با اینکه درست نوشته بودم )

بعد مدیر میاد میزنه رو شونم میگه پاشو برو !

حالا نگو منظور این احمق اسم مدیر بوده ! از شانس بده ما مدیر از ته سالن به دفعه حوس میکنه بیاد این جلو ها

از من یکی میشنوین تقلب نکنین !

برام 2a کنین حالم خوب نیست ! (دیگه اعصاب پ.ن ندارم )

فعلا !

سالار


العَرَبیٌ !

ایول ! چه امتحانی بود ! از فیزیکم سخت تر بود !

عین این بود که مستقیم بشینی سر جلسه کنکور و هیچی بلد نباشی!

نمی دونم جالب بود هیچکیم صداش در نیومد ! همه خفه خون گرفته بودن ! اول امتحانی که تا آخرش نشتسم همین بود ! نمیدونم کی طرح کرده بود ! فقط هر کی طرح کرده بود واقعا خیلی فلان فلان شده بود !

الهی که برگه ها آتیش بگیره بعد بگن جبرانی ! !

اه این بلاگفا هم که خدا رو شکر با موزیلا سازگار نیست نمیشه شکلک زد ! حالم ندارم ! شنبم ریاضی دارم که خدا رحم کنه عینه عربی نگیرن ! عینه فیزیک به اون سختی بگیرن ولی عینه عربی نگیرن !

واقعا حالم از عربی به هم میخوره ! جدا اسم درس رو نمیشه گذاشت روش ! 

در مورد عنوان هم میدونم ال با تنوین یه جا نمیاد ولی خوب :-)


اولین امتحان  !!!!

اولین امتحان ما هندسه بود که واقعا اعصابم رو خورد کرد !

اصلا حواسم نبود ! حالا بگزریم ×!

معلم اومده میگه 7.5 نمره از بخش آخر و 7.5 از بخش 3 و 5 نمرم از 2 بخش اول !

رفتیم سر جلسه بر عکسه ! حالا اینکه خوبه غلط من جالبه D-: !

توی رابطه فیثاغورث × !! به جای جم کم کردم ! بعنی واقعا !

نه اخه اونجاش بده که غلطامونم مثل آدم نیست ! 


می نویسم !

سلام ! امتحانا هم شروع شد به همین سادگی و بیخودی ! امسال که کلا ساله بدی بود !

معلم دینی بمون هندسه درد میداد ! معلم پرورشی به مون ریاضی درسی میداد ! برا رشته ی ریاضی به جا پرورشی زمین شناسی گزاشته بودن !الانم اصلا حال و حوصله و اعصاب ندارم !

فقط اومدم اپ کنم که بگم من هنوز زندم ! نگرانم نباشین ! البته اگه کسی دیگه برام نگران باشه !

و یه خبر خوب ! تابستون نزدیکه !و مدرسه ها تموم میشه ! ایول !

منم برم دیگه سر هندسم ! فعلا !

سالار!

! ! ! !

سلام به همه ! قولم دادم که زدم زیرش ! بس که کار دارم به خدا ! تازگیها هم که خدا رو شکر معلوم نیست چی شده بعده  1 سال سرما خوردم ! معلوم نیست چی به این خفنی بوده که من به این سگ جونی رو مریض کرده !انفولانزای خرس یا نهنگ احتمالا بوده  !الانم دارم مدل دیونه ها بستنی میخورم !

این چند وقته هم که خیلی بی حال بوده و همش اعصاب خوردی ! از 15 ام که اومدیم مدرسه داریم امتحان میدیم ! ما هم که راحتیم برا هیچکدوم نمیخونیم ! تقلب میکنیم !

و اما زبان فارسی!

همش درسته 19 شدم !؟ اِ چی شد ؟! فامیل رو غلط گرفته !!!

اقا چرا ؟!

بدخته نتونستم بخونم ! 

فیزیکم که سوالا لو رفت ! نخوندم گفتم چرته همونا اومد ! :-)

بعد معلم فهمید ! حالا به امید اینکه تاثیر نده ! 

میدونم خوب نشد ولی خوب ! فعلا! سالار !!

اومدم !

خوب من اومدم !دیگه  فقط 5 شنبه ها اپ میکنم ! قول می دم !

خوب بگم چی شد تو این هفته !

اول از همه شنبه : اردوی آمادگی دفاعی (خوبیش به این بود که مدرسه تعطیل شد ! )

اول از همه نیم ساعت برا اتوبوس صبر میکنیم ! بعد میریم ! 

میرسیم اونجا صف میکنن و گروهان میسازان به اسم شهیدا که هیچکیم نمی دونست کین !

بعد عقب گرد میدن میگن برای اینکه خاک نشه بپرین و عقب گرد برین !

خلاصه بعد ما رو میبرن بمون تفنگ یاد بدن که بازو بسته کنیم ! بعد میریم اونجا میگن بشینین از شانس بعد من روی خار میشنیم ×! داشتم جامو درست میکردم که داد زد جارو درست نکنین عینه بالشن اینا !

بعد من یاد نمی گیرم تفنگ چه شکلی بازو بست میشه و اینا !

بعد میریم سر خط آتش ! تفنگو ور میدارم دارم تیر میزارم ! بعد یارو میگه براعکس گذاشتی !

بعد میخوام خشاب بزنم نمیدونم از کدوم وریه !

بعد میخوام بزارم رو تک تیر میزارم رو رگبار

بعد میان تنفگنو تک تیر میکنن ! بعد میگن آتش

گلنگدن رو 2 بار میکشم ! یه تیر واقعی از تفنگ پرت میشه بیرون

خلاصه هر کاری نکرده بودیم اینجا کردیم !

گفتیم حالا خسته میشیم فردا نمیریم مدرسه ولی نه هیچیمون نشد !

شرمنده اپش خوب نشد ! حالم خیلی خوب نیست اعصابم ندارم خیلی ولی خوب ! اپ کردم دیگه ! 

سالار !

Up !

اینو از توی مدرسه میزنم ! امروز کاملش میکنم ! قول می دم :-)

زنگ بعد امتحان فیزیکه! ! از تو خونه کاملش میکننم !

فعلا ! :-)

_______________

از توی خونه

خوب دلیل این مدت نبودن رو من امروز بگم و از فردا زات و زورت اپ میکنم !

یکی از بچه های باحال کلاس (!) رفته و ادرس وبو گزاشته تو وبه معلم هندسه !

منم از اون روز کم اپ کردم که یکم ابا از اسیاب بیوفته !

راستی امتحان فیزیکه ما هم کنسل شد !

ماله اولای ترم دوم هست ! کشوندیمش به اینحا !

فردا مفصلا توضیح میدم ! فعلا !  

:)

سلام ! معذرت از همه برای اینکه این مدت اپ نکردیم ! الان هم که اپ کردم بلاگفا اررور داد :))

فقط میخواستم بگم : سال عوض شد و من عوض نشدم! همونم که هستم !

بالاخره !

سلام و شرمنده برای این چند مدتی که اپ نکردم ! نه اینکه خدایی نکرده خر خون شده باشم !

خوب این چند وقته اتفاقای جالب زیاد افتاده :  ( اخه مگه میشه جایی من پام رو بزارم و اتفاق جالب نیفته     )

الانم دستم داره یخ میزنه ! معلوم نیست دارم چی مینویسم !

یه 2 تا اتفاق میگم دیگه بیشتر حال ندارم (البته یادمم نیست ) ( اول نوشتم 3 تا بعد دیدم حالش نیست :) )

1- ادبیات ! 

تا حالا شده یه معلم بیاد 1.29 دقیقه براتون حرف (کاش حرف بود !!! ) بعد بخواد توی 1 دقیقه و 23 ثانیه یه شعر 20 بیتی رو براتون ترجمه کنه ؟! یه همچین کسی یه کم خل کنین به معلم ما میرسین !

امروز هم که سر فحشه کشید به همه طبقه معمول ! (ما نفهمیدیم این اخرش چه موجودی هست !  )

بعد یکی اومد سر در همچی خودشو جمع و جور کرد دوید  ! !

البته همه چیز هم خیلی جالب معنی میکنه : همون جمله رو به صورت محاوره ای میگه !

2- ریاضی!

معلم ریاضی قبلی رو یادتونه که چه قد فحشش میدادم ؟! ماله این رو به توان برسونین !

رسیم براکت رو درس داده بعد 1 ماه اومده میگه :

بچه ها یه روش دومی هم هست که ....

بعد میگه بهتره از این روش برین بعد ما دیدیم ای بابا جوابا این با اون که خیلی فرق داره 

گفتیم اقا چی کار کنیم ؟!

گفت : از روش دوم برین صحیح تره !

حالا این خوبه اومد یه فرمول از خودش بسازه گند زد به ریاضی و ریاضی دان  !

بعد میگه بهتره این رو خط بزنین !

سوالم که میپرسی میگه : فعلا این تمرینا رو که گفتم حل کنیم بعدا اضافه ها :))

حالا ترجمش میشه : همینا رو که حفظ کردم حل کنیم تا ابروم نرفته ! 

تمام !

پ.ن ها :

1- آبرو دقیقا چی تلفظ میشه !؟ Abroo or Aberoo ?!

2-چهار شنبه سوری خوش بگزره ! (نمیدونم کدوم Z (ز) شاید اصلا ض بود ! )

3-ما که از 22 وم تعطیل میکنیم شما چه طور ؟!

تولدم مبارک !

خواستم بگم که من یه روزی به دنیا اومدم ! اونم فرداس دیگه!

ولن تاین همم مبارک !

بعدشم هیچی امروز همش سر کلاس خواب بودم !

این چند روز !

سلام به همه ! این چند روز واقعا بیخود بود ! حالم از همه چی بد شده !

فقط سره زنگه ادبیات یه اتفاق باحال افتاد ! که اونم این شکلی بود ...

بجث سر این بود که نمیدونم اگه به خدا اعتماد کنی نمیدونم نهنگ نمیخوردت و اینا (شعر مولوی گوش نمیدادم فقط همین حدوداش رو یادمه !)

معلم هم که دیگه وقت رو غنیمت شمرده بود شروع کرده بود به شعر بافتن که فلانه شما بی دینا شما بی خدا ها ! من فلانم این تسبیح رو ببین پلاستیکه ولی مرده شفا داده و ...

بقل دستی :  این داره شعر میگه

من : آره چشمه ی شعرشون تازه راه افتاده !

معلم که همه داشتن داد میزدن از شانس من فقط ما رو میبینه و میگه پاشو بیا اینجا!

میرم پا تخته :

 گفت : داشتی چی میگفتی ؟

من : اقا هیچی داشتیم میگفتیم که نهنگ آدم نمی خوره !

معلم : از اون موقع تا حالا همین رو میگفتی؟

من : نه اقا میگفتیم کوسه میخوره :))

معلم : حتما باید دراز کنم یکی رو کفه کلاس تا ساکت شین ؟! کم آورده بود دیگه :))

من نمیدونم منو میخواست بزنه ؟! :)) چه فکری کرده بود جدا  !

خاطرات تلخ !

با اینکه اعصابم داغونه ! حالمم خیلی بده ! ولی مینیویسم تا بگم هنوزم زندم ! هنوزم قلم دارم !هنوز به فکره دوستامم ! و هزار هنوز دیگه !

معلم ریاضی جدیدمون که یه جزوه داره همش رو از اون میخونه ! همش میخونه ! 

بقیه معلم هام که سوژن برا خودشون ! که متاسفانه اعصاب مورد نظر در دسترس نیست !  !  !

با این پست فقط وجود خودم رو اثبات کنم ! (راستی تا یادم نرفته کارنامم رو دادن ! پایین ترین نمره زبان فارسی:)) )

خوب خودم هم از این اپ خوشم نمیاد ! فعلا!

I Will You 4 lone time :D *

*: این رو فقط کسایی که باید بفهمن میفهمن پس لطفا به مغزتون فشار نیارین ! :))

بازگشت !

خوب اولا من یه معذرت خواهی بدهکارم ! که سایت رو زدیم داغون کردیم ! به دلایلی {...}

امتحانات !

شدیدا در گیر امتحانات هستیم ! تو این مدرسه هم که هر دبیری از راه میرسه برای اینکه بگن کارش بهتره یه امتحان میگیره که کلاس خودش خوب بیارن و بقیه کلاسها برن بمیرن ! ما هم که کلاسمون دبیراش طرح نکردن کلا به باد رفتیم !

تازگیها هم که دبیر ریاضی رو عوض کردن ! انگار بد تد شده ! باید بریم بچسبیم به معلم قبلیه که اقا برگرد!

دفتر زیبای آمار : 

من که به دفتر و اینا شانس ندارم که !

رفتیم سر کلاس هر کی دفتر اماره یکی دیگه رو نشون میده !

دبیر میرسه به من ... میگم دفتر نیاوردم میگه باشه  هفته ی بعد !

یکی یه دفتر میده میگه اینو بده اینو بده

میگم اقا دفترمون پیدا شد ! (دلیل بهتر نداشتم ! )

دفترت کجا بود که پیدا شد ؟! ها ؟!

دفتر رو باز میکنه اسم یکی دیگه رو میخونه !

میخوام بگم طرفم ولی همه بچه ها میخندن ! میره منفی بسیار ویژه برام میزاره ! (البته نمره ها رو رد کرده نمیدونم برا چی میزاره ! )

ولی خوب این شانس منو نشون میده ! ماله همه اسم نداشت ماله من داشت !

فعلا !


sry

با ارز پوزش از بروبکس گرامی همه ی این مشکلات رو که میبینید 

تقصیر سالار هست و گندی زده به بازوی خویش

سعی میکنیم هرچه سریعتر اینجا رو درست و بهتر

در اختارتون بزاریم

فعلا

خوش باشید

شروع امتحانات !

سلام به دوستان ! امتحانا شروع شد ها ! هیچی نشده شروع شد ! اومدیم معلما رو بشناسیم گفتن امتحانات ترم اول!!!   من که خدا وکیلی هنوز نمیدونم معلم زبان فارسی کیه !  

سه شنبه زنگ اول مدرسه نمیریم ! بعدن گفتن معلم ریاضیتون بده کلاس تقویتی میزاریم براتون ! (خاک به سر اون که پیشنهاد داد! )گفتم که فلانی میاد که 110 سال سابقه کار داره !  فلان کتابم ایشون نوشته ! 

هفته ی اول که اومد من مدرسه نبودم ولی هفته ی دوم !: 

رفتیم سر کلاس به امیده اینکه حالا باز فلانی میاد! میریم سر کلاس : 

میبینم معلم دینی ( همون که هندسم درس میده ) اومد تو !!!! 

اقا شما ریاضی هم درس میدین ؟!  

خلاصه اینکه استعداد یک نفر تا چه حد زیاد میتونه باشه ! 

ما هم که فعلا میریم تا 1 ماه  ! ( حالا این وسطا اپ کردیم فوش ندین !)

ویرایش : یادم رفت سر یه زنگی این معلم دینی _ هندسه ( و مشتقات ! ) اومده سر کلاس داره در مورد مسابقه  کتاب خوانی حرف میزنه  و میگه که نمیدونم مسابقه فلانه و بهمانه !

یکی از بچه ها : اقا شما ادبیاتم درس میدین ؟! ....

اخر سر هم یک کتاب کرد تو پاچمون ! 

فعلا ! سالار !

سلامی قبل از امتحانا !

سلام! خوبین ؟! چه قد سریع گذشت امسال ! چه قدم خوب ! (باز خدا رو شکر میکنیم ! پارسال ناشکری کردیم این شد ! )

بشنوین از معلم ریاضیمون ! : ماترسی رو درس میده ! میخواد درسم بعد هم که 2 معادله و 2 مجهول هست رو درس بده ! 2 ماتریس مینویسه در هم ضرب میکنه میره جلوتر که 2 معادله با 4 مجهول بدست می اد !    بعد ادعا میکنه که حل میشه !!!  ولی خوب نمیخواد حل کنه ! بهش گیر میدیم میره جلو یه جواب بدست می اره !! جواب رو که میزاری تو معادله درست نیست ! بعدشم معادله N جوابی هست !

حالا این که خوبه : یه خاطره تعریف میکرد برایه این که   بفهمیم تمرین و پشتکار چه قدر مهمه !

نتیجه ی خاطره : این بوده که اقا با قد 130 سانتیمتریشون توپ والیبال رو با پا میندازن تو حلقه ی بسکت ! البته دانش آموز هم کنارش بوده ! من نمیدونم مربی ورزشه ! یا چی بوده ؟ چون معلم ریاضی توی حیاط پیش دانش آموز چی کار میکنه ؟!

بعد سر کلاس به این معلم میگن : آقا اون خاطررو تعریف کنین توپ بسکتبالو با پا زدین تو سوراخ گلف !

میگه : شما فک میکنین من دروغ میگم ! ولی من راست میگم  بعدم توپش توپه والیبال بود !  فک کنم درکی از گلف نداره ! :)) !

این مدرسه ما هم که دیگه واقعا ترکونده ! معلم فیزیک میاد فیزیک 2 پیش دانشگاهی درس می  ده!!! بعد اون یکی معلم میاد کتابم نمی تونه کامل درس بده !! (همینه دیگه !)

پ.ن : من نمیدونم تو نظران دعوا شده ؟! چه شده ؟! دوستان اگه چیزی هست به من بگین اینقد خود درگیری نداشته باشین ! بعدم ماشال... این برادر مکس که دائم الآنلاین هستن به ایشون هم میتونین بگین ! دیگه این همه درگیری نداره که ؟! بعدم تو وبه ما بیاین ! الکی چرا قهر میکنین ؟! 

فعلا ‍! سالار


هندسه و دفاعی !  و ریاضی

صبح بلند شدم برم مدرسه خوابم میومد ! ولی خوب بازم پا شدم ! به امید اینکه هندسه خوندم و میرم !
به زحمت میرم بازم یک 2 کلمه میخونم ... راه میوفتم ! میسرم مدرسه امتحان شروع شده !(امتحان ساعت 7.30 یک صیغه ی جدیده که یکی از معاونین یا مدیر یا دبیران گرامی برای اینکه وقت کم تر تلف یشه داده !   که دانش اموزان محترم و گرامی بیشتر سر کلاسهای پر بار باشن ! !!
رفتیم سر کلاس دیدیم بله امتحان شروع شده خلاصه رفتیم سر جلسه !
ورقه رو داد بمون : 15 تا سوال هندسه ! یه دونم اصافه ! اخه مرد درست حسابی ! 15 تا سوال میدن برا 1.30 ساعت ؟!
خلاصه شروع کردیم به اثبات ! دیدیم بله همشون در جزوه ی اشغال این معلم موجوده ! منم که اصلا جزوه رو نخونده بودم ! بعنی فقط جزوه رو نخونده بودم !! پایه سوالات رو خونده بودم که اثبات کنم که  وقت کم بود !!
خلاصه بعدش اومدیم از امتحان با اعصاب ناجور بیرون دیدم 2 زنگ ریاضی داریم  !  اونم با کی !! بعدش هم دفاعی ! !!!!! که توی کلاس بحث در مورد همه چی میشه جز دفاعی !!!!
در مورد کک و مک ( البته معلم عزیز coc o moc میگه ) ناخن که همون میکربه ! یا مو که همون میکروبه میزنه بیرون ! یه ویفر که با موز گندیده درستش میکنن !!! و هزار و یک بحث علمی جذاب که هر کدوم بیشتر از هزار و یک غلط داره !!!
 

اپ خوب نشد میدونم ! ولی حالم خیلی خوب نیست ! خوب اپ هم تابعی از ( {چه درس خون})وضعیت آدمه دیگه ! و در ضمن وقتی نظر میدین خواهشن یه مشخصاتی به جا بزارین !

دوستان خواهشن بگین کی هستین !!! اینقد آدم مجهول الهویه هست !
که شما اسم خودتون رو بگین .من به اندازه ی کافی گیج هستم ! تو شناختن آدما !

فردا هندسه !

سلام ! من نمیدونم این چیه تو مدرسه ی ما مد شده که امتحان رو ساعت 7.30 میزارن ! برا چی حالا ؟ که مبادا زنگی تلف بشه این وسط! فردا هم که هندسه رو انداختن زنگه ورزش!!!
تازه هندسه با کی! با معلم دینی که معلم کم اوردن میاد هندسه ی ما رو درس میده ! {من نمیدونم چرا خواستم برم این مدرسه ! فک میکردم یه چیزی داره ! } تازه این معلم گرام هندسه رو حفظ میکنه میاد سر کلاس میگه ! که بعضی اوقات فراموش میکنه !! جالبیش اینه که این معلم عزیز فکر میکنه هر چی میخونه باید بیاد سره کلاس زر بزنه و تکرار کنه !!! حالا این اثبات ها و قضیه ها به چه درد ما و امثال ما میخوره خدا میدونه !!
بعدشم  امده سر کلاس میگه :
معلم : به نظرم کلاس داره از حده شوخی خارج میشه و حیایی که باید بین ما باشه از بین می ره دیگه شوخی نکنین ! 
ته حرفش : فلانی باز خودتو ول کردی ؟!
ای خاک به سر ! تو که میگی شوخی نکنین ! من نمیدونم باید چی کار کرد با این معلم ها ! اینم تموم میشه ولی به چه قیمتی ؟! من معلم بد زیاد داشتم ! تا دلتون بخواد ولی دیگه این مدلی هم نداشتیم که خدا رو شکر کلکسیون داره تکمیل میشه !  کم مونده بریم برا گینس ! ! !
اینم مینوسیم تا بگم زندم ! هنوز زوده که بمیرم !

فعلا ....
سالار .........

upgrade

داریم از دست این بلاگفا فرار میکنیم فعلا شاید یه سری مشکل باشه ولی بعدش درسته !
پاسخ برادر گناهکار به بنده یکی از پدران ورد پرس فارسی ما از اونجا که همیشه  Bug و قاط هستیم اینم روش!
-
سلام

من دیشب حدود ۳-۴ ساعت روی وبلاگ شما کار کردم اما گویا به‌دلیل حجم بسیار زیاد مطالب شما٬ سرورهای بلاگفا قادر به پاسخگویی سریع به برنامه‌ی ما نیستن و عملیات انتقال با شکست مواجه شد.
شما وبلاگ‌تون رو به‌حالت اولیه‌ی برگردونین٬ هر زمان که شرایط انتقال برای وبلاگ‌های حجیم آماده شد بنده خودم با ایمیل شما رو در جریان می‌ذارم تا تغییرات مورد نظر رو اعمال کنین :)
-
امروز ساعت 6 از مدرسه اومدم ! خدا خودش رحم کنه!

معلم ریاضی(150ی!!) و چند نکته !!

سلام به تمامی دوستان ! توی این مدت اتفاقها جالبی افتاده اتفاقهای زیاد که برای هر کدومش باید یه پست میدادم ولی خوب بنده به علت تنبلی ننوشتم! حالا اگه اجازه بدین قصد دارم این ها رو خلاصه کنم  و بگم!
×
1) سر کلاس ریاضی : 
معلم : سالار بیا پا تخته (بلند میشم خودمو میتکونمو میرم!)
معلم : تعریف تابع یک به یک چیه ؟!
 من :    به تایعی گفته میشه که به ازای هر X فقط یک Y و برعکس وجود داشته باشد! ا( ریاضی به تازگی به درس های حفظی اضافه شده دیگه !؟)

معلم : X و Y غلطه مولفه ی اول و دوم!
من : بله بله !
×
2)سر امتحان :
من : اقا این رو از راه نمودار بریم نمره داره؟
معلم:تو از هر راهی دوست داری حل کن

بعد امتحان :
من : اقا این رو از راه نمودار رفتیم 3 نمره ندادین!؟!
معلم : اقا برو بشین ! ( من اصرا میکنم!)
معلم : خوب ننوشتی در اخر که هست یا نیست! 
من : نوشتم اینا ها!
معلم : خوب ننوشتی به علت نمودار که ! 
دلم میخواست این معلم رو با قد 150  ش همونجا چنان بلندش کنم بکوبنمش زمین که اسمش یادش ولی جلو خودم رو گرفتم!
و اما امروز اعتراضها به نتیجه رسید و قرار شد این معلم 150ی رو عوض کنیم
بله مدیر اومد و گفت که ایشون ساله اولشه داره اینجا درس میده ! ما هم که رحم نکردیم چنان انتقاد کردیم !(من که چشمم اب نمیخوره ولی گویا مدیر خیلی پگیره ! رسات و دروغش با خود مدیر!)

جریان حاج اقا و دوستان !

گفتم یه خاطره ای بگم بی خاطره نمونیم:
زنگ تفریح خورد ساعت 1 بود!
هیچی خوشحال از اینکه تا 10 دقیقه کلاس نداریم اومدیم بیرون تو حیاط
مثل همیشه حاج اقای مدرسه با کلاس مخصوص حاج اقاها رفت با یه سری از بچه های مسلمون نماز خونه نماز بخونن.
اما غافل از اینکه بچه های نا مسلمون هم بودن
وسط نماز بود که یه سری از بچه ها به دقت عمل خاص عجیب منحصر به فرد خودشون رفتن همه ی کفشا رو دزدیدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(البته به خاطر این کار عجیبی کردن چون کفشا تفریبا جلوی چشمان حاج اقا بود اما به خاطر اینکه بچه ها خیلی پرو بودن(پروفشینال=حرفه ای خودمون)و به خاطر اینکه حاج اقا به حالت روحانی رفته و دیگر وارسته شده بودن و در این دنیا نبودن چیزی حس نکردن)
خلاصه نماز تموم شد و حاج اقا رفت که کفشاشو بپوشه اما اونجا دیگه کفشی نبود .هاهاهاهاها
خلاصه 1 ساعت واستاد تا یکی کفششو پیدا کنه بیاره اما افاقه نکرد و حاج اقا مجبور شد تا با حرکت لی لی
بپره و در حیاط چرخ بزنه تا کفشهایش رو پیدا کنه .
به 1000 زحمت و پس از پریدن های پیاپی توانست کفشاشو پیدا کنه !
اما روز بعد همه منتظر بودن که عکس العمل حاج اقا رو ببینن
حاج اقا اومد و با کفشاش رفت و نماز رو اقامه کردددددددددد!

.com میشویم!

از این به بعد لازم نیست زحمت تایپ .blogfa رو بکشین ! تایپ کنین www.zedemadreseh.com !!
راحت باشین ! تمامی دوستان هم زحمت بکشن .com رو لینک کنن!
فعلا!

دفاعی!

سلام حال اپ نداشتم ولی دیگه از همه اینقد فوش خوردیم که اپ میکنیم !

یک معلم دفاعی داریم که اصلا در زمینه علم و علوم تکه در مورد همه چی اظهار نظر میکنه از هوا فضا گرفته تا وضع هوا ! میگه که یک بمب هست که 500 کیلو هست بعد این بمب میاد میفته و یک دفعه 500 کیلو انرژی هم زمان آزاد میکنه یک از اون ور : اقا واحد انرژی چیه !؟
 یه روز دیگه : 4 مدل اتش سوزی داریم فلان و فلان و فلان و فلان
یکی از بچه ها :ا اقا بمب اتم کدوم مدله ؟
 معلم دانشمند : الکتریکی محسوب میشه !

دانش اموز از معلم خر تر ! : اقا ما دیدم اب رو بریزن رو اتش اتش شعله ور بشه ! (من نمیدونم جه شکلی اینجا راش دادن ؟){همه گیر دادن به اینکه آتیش نقتی بوده ! و واقعا شعله ور میشه ! اصلا بحث سر کلاس در مورد این نبود که آتیش نفتی بوده وقتی آّب بریزی روش چون چگالی آب بیشتره میره زیر و ماده ی سوختنی رو پخش میکنه ! بد نیست به جواب معلم  هم دقت کنید !}
معلم خر تر :چون اب اکسیژن داره !!!!

البته این معلم شعر زیاد میگه سر کلاس به خاطر حفظ ابرو این معلم IQ نمیگم!

فعلا ! (معلمو دارین خدا وکیلی؟! )

عکس

یه سری عکس جالب بود گفتم بزارم جالبه ببینید.

خوش باشید

مکس.

ادامه نوشته

بیشتر بدانیم D:

من واقعا فکر ميکردم اسکل حرف بديه!
ولی طفلی يه پرنده خنگه که 9 ماه سال رو واسه زمستون ميگرده دنبال آذوقه وآذوقه جمع ميکنه و همرو يه جا ميره قايم ميکنه که زمستون راحت باشه ، اما زمستون که شد يادش ميره که کجا آذوقش رو قايم کرده بود !!!!!
:> 

سلام

سلام دوباره مینویسم بعد یه مدت دلیلشم بی حالیه مطلق بود میریم سراغ تک تک خاطرات : خداییش مدرسه دیگه شورشو در اورده اتگار بچه دبستانی هستیم ما اه صبح که رفتیم به ترتیب قد به تو صف چپوندمونو ناظممون گفت : (با لهجه ی شیرین شهرضایی بخونید) بچه های خوب دستاشونو بهشن بالا تا ناخوناشونو ببینیم یه وقتی بلند نباشه.(تو دبستانم فکر نمیکنم این کارو بکنن حتی مدرسه دخترونه هم فکر نمیکنم اینقدر گیر بدن) خلاصه رفتیم سر کلاس شنیدیم معلم اومد اما فقط شنیدیم ندیدیم یه خورده بیشتر دقت کردیم یه خط مستقیم دیدیم بیشتر توجه کردیم دیدیم انگار داره تکون میخوره خلاصه دیدیم رفت طرف تخته یه تیکه گچ برداشت که گچ از اون چاقتر بود با یه صدای فضایی گفت : من دبیر حسابان هستم. معلم اوردن اندازه نی قلیون که دیدن خود معلم سخته چه برسه درس خوندن. معلم 2 : یکی اومد سر کلاس با سرعت زیاد و گفت من ... هستم و (لهجه ی فوق العاده شهرضایی) بچه ها شوما بچه های خوبی هستین و میدونم درس خونین دااااا.اما یخده سر کلاسی من بهتر باشید افرین بچه های خوب خلاصه درس داد 90 دقیقه و فقط خودش فهمید که چی گفت 2 دلیل داشت از اینکه ما هیچی نفهمیدیم 1 لهجه ی شدید 2 سرعت فوق العاده بالای حرف زدن خلاصه هیچی نفهمیدیم. فکر کنم این مدرسه با اتحادیه شهرضا قرارداد بسته نصف ادما شهرضایین منم داره یواش یواش لهجم شهرضایی میشه (باید بیشتر مراقب خودم باشم) هاهاهاهاها.. بقیه معلم ها رو بعدت توصیف میکنم براتون.
خوش باشین
مکس

نهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

نه نه نه نه نه نه
خدایااااااااااااااااااااااااااا
چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
کمکککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک
امروز اول مهره نه چرا اخه
فردا باید بریم مدرسه
تازه بیشتر از همه چیز از این اتیش میگیرم
زنگ زدن گفتن وقتی میای مدرسه کتابای فیزیک شیمی دینی هم وردار بیار
همونجا خواستن برگردم 4 تا فوش خوار و مادر بش بدم
اما چه کنیم باید سوخت و  ساخت
شماهارو هم تنها میزارم تا راحتتر باشیددد
نههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
خوش باشید

باز دوباره !

خوب خوبین همه !؟ میدونم وبلاگ دیگه اپش عین همیشه نیست یعنی چی حالا ! اها یعنی اینکه من نوشتنم فرق کرده ! فک  کردم هر چی کلمات قلمبه سلمبه بیشتر باشه بهتره ! ولی این فقط بعضی جاها درسته نه اینجا ! حالا بگزریم باید دوباره روی طرز نوشتنم کار کنم بیخیال !
اماد هستین برا مدرسه ؟ برای دوباره دیدن دبیرها ؟ دبیرهایی که نمی خوان ادم سر به تنش نباشه ؟دبیرهایی که ادم نیمخواد سر به تنشون باشه ! برای اینکه روز اول مدرسه باید اینقد تو صف بمونین تا کمرتون درد بگیره ؟ برای اینکه دوباره باید شب زود بخوابین؟ دیگه خبری از تفریح نیست ؟؟
تابستون تموم شد ! برای من که هیچی نداشت جز استراحت ! هیچی یاد نگرفتم ㋡! نکه یاد نگرفتم ها اونقد یاد نگرفتم ! فعلا !

اگر المپیک در ایران برگراز بشه !!!

طبق اخرین اخبار به علت بسته نبودن جاده مسیر دوچرخه سواری که از تهران تا جمکران بود تا حالا 27 تصادف دوچرخه سواران با ماشین گزارش شده است.
 
نیروی انتظامی اعلام کرد از روز اول شروع المپیک تا حالا حدود 45
0 هزار بدحجاب و بیحجاب را پس از اینکه به تذکرات توجه نکردند بازداشت کرد و بازداشتها هم چنان ادامه دارد.
 
 
به علت نبودن توالتهای عمومی در سطح شهر تهران تا الان 2350 ترکیدگی مثانه و کلیه گزارش شده که پزشکان مشغول مداوای انان هستند.


در پی حضور تیم اسرائیل در ایران ، ایران المپیک را تحریم کرد و از شرکت در ان خودداری میکند.
 
در مسابقات شنای زنان از حضور مردان جلوگیری شد و برای اینکه در موقع پخش مسابقه شئونات رعایت شود در اب گرد زغال ریختند تا اب سیاه شده و زنان دیده نشوند! در پی این تصمیم قرار شد که برنده مسابقه به قید قرعه کشی انتخاب شود.
 
در مسابقات پرش با نیزه زنان به علت برگزاری مسابقات در یک مکان بسته و پایین بودن سقف انجا تا اکنون 4 نفر از شرکت کنندگان به علت برخورد با سقف ، به سقف پاشیده شدند و امدادگران مشغول جدا کردن این نفرات با کاردک از سقف هستند.
 
به علت سهمیه بندی بنزین مسابقات اتوموبیل سواری و موتور سواری برگزار نشد.
 
در مسابقه دو میدانی در 100 متر به علت چاله چوله بودن سیر از 10 نفر شرکت کننده یك نفر توانست خود را به 5 متری خط پایان برساند!
 
مسابقات کشتی با گرمکن ورزشی برگزار میشود.

در مسابقات اسب سواری ، شرکت کنده ایران به علت نبود اسب مناسب با الاغ شرکت کرد که در پی این اقدام کمیته المپیک این شرکت کنند را به خاطر دوپینگ از مسابقات محروم کرد.
 
پس از برگزاری مسابقات قایقرانی در یکی از رودخانه های رشت بنام گوهر رود تا اکنون 150 نفر از شرکت کنندگان به بیماریهای ناشناخته و اسهال شدید مبتلا شدند. توضیح اینکه فاضلاب رشت در رودخانه گوهر رود میریزد و این رودخانه نیز به نوبه به دریا میریزد.

سلامی از روسیه!

 سلام ! بالاخره من تونستم به این اینترنت لعنتی هتل دسترسی پیدا کنم ! خوبین ؟>! خوشین /! ؟ سلامتین ؟ با دوری ما ! من حالا باید 24 ساعت تو راه باشم ! ! فردا ساعت 6 اصفهانم ! نظرات رو خوندم !

ماریا:حرف حق که جواب نداره !

الان بنده در لابی هتل نشست و دارم ! تایپ میکینم ! این لپ تاپ هم خود به خود ! حروف رو Blod میکنه !
گویا الان یک چیزی سوخت ! بوش داره میاد ! خیلی خوش گذشت جاتون خالی ! ولی فک نمیکردم! دیروزم رفتیم استخر ت اومدم 2  تا دست بزنم دستم خورد تو سر یکی ! گفتم دیگه شنا نکنم بهتره رفتم ! سرسره بازی !
یک تور لیدر با حال هم داریم ! که نگو ! گویا ایشون میخواستم معلم بشن و نشدن ! هی به هرچی که میرسیم ! بله حالا اگه گفتین این چیه ! البته ایشون اطلاعات بسیار خوبی دارن ! مثل اینکه کهربا در اب به وجود میاد ! یا خدای دریا ژویپتر هست ! جالب تر از همه ایشون فهمیدن که وزن انرژی هست که واقعا حرف جالبی هست ! دیروز هم رفتیم باله قو دیدیم ! که من به هیچکی پیشنهاد نمیکنم ! واقعا دیگه داشتم بالا می اوردم ! البته داستم میخوابیدم !
اولش که پام رو تکون میدادم میخورد به صندلی این آلمانی جلوییها ! اینا ها بر میگشتن ! منم که انگار نه انگار @! بعد این هم توری ها عزیز اینقد حرف زدن که ! این المانی ها اینقد نگا کردم که دیگه چشماشون در اومد ! خلاصه ایرانیهای غیور هم تخمه میخوردن ! من نمیودونم تخمه از کجا اوردن ! که داشتن میخوردن ! ! بعد هم حرف زدن ! که دیگه المانی ها چشمشون در اومد ! دیگه اینقد نگاه کردن که باله تموم ! شد !
بقیش بعدا !

سالار هم از میان ما رفت

بله سالار ما از میان ما رفت
اما کجا
روسیه!
به به     خوب تا یک هفته دیگه میاد نگران نباشید هاهاهاها !

در

خوب بعد از یه مدت که همه فوشم دادن چرا اپ نمیکنی اپ کردم ! 
حالا موضوع این اپ قدیمه ولی جالبه !
یه بار 2 تا از بچه ها مشغول وز وز بودن ! معلم زبان میبیندشون و عصبی میشه !
از اونجا که این معلم خیلی وحشی بوده ما برا اینا دعا میکردیم که اتفاقی نیفته ! خلاصه دیدیم که معلم یه دست اینو گرفت و یه دست اون ! توی اون کلاس درمون کشویی بود ! خلاصه این معلم دست این 2 را گرفت شروع کرد به چرخیدن ! عینه پرتاب چکش اینا رو پرت کرد ! اول اینو بعد اونو ! چون یکی از بچه ها یکم چاق بود اینا گیر کردن به هم ! یعنی تو در گیر کردن ! اول ما تعجب کردیم ! بعد که فهمدیدم چی شده زدیم زیره خنده خلاصه این معلمم که عصبی  و وحشی بود هی با مشت و لگد اینا رو فشار میداد که بیفتن اونور ! خلاصه انا پرت شدن ! اونور ! یه 2 دقیقه بعد یکی از ناظما سرش رو اورد تو که معلمه درو کوبید ! رو سر این ناظم بدبخت ! عنیک اط ناظم پرت شد و خلاصه ! کلاس ریخت به هم ! ولی این معلم نامرد که نزاشت که ! وقت از دست رفتَرو تو زنگ تفریح نگرمون داشت !
پی نوشت : قالب وب عالی شده نه !؟ دارم میرم اتحاد جماهیر شوروی کسی چیزی نمیخواد !؟
از اونجا احتمالا اپ کنم ! یا از اون روزنوشت بالا استفاده کنم (Twitter)!
فعلا ! رفقا !

!

بالاخره بعد از اینکه 200 بار user name و password زدم و اومدم تو وبلاگ ولی فقط در دیوار مدریت رو دیدیم ! تصمیم گرفتم که اگه خدا بخواد اپ کنم ! نمیدونم چی بنویسم ! چیزی فعلا ندارم که بنویسم ! فقط چرت و پرته ! !
دیشب تا ساعت چند نصف شب با موزی() و عنصر مشغول ! گوش دادن به اهنگها عنصر بودیم ! که موزی براشون کلام میزشت ! از اونجا که من با یاهو انلاین نمیشم ! پدرم در اومد ! با 10 تا Pc امتحان کردم ! که موزی و عنصر هم منو در نیمه شب سر کار گذاشته بودن  ! خیلی خوشحال بودن !
المپیک هک که مدال نداریم ! فعلا که چین اوله که مطمئنا تا اخر هم اول میمونه ! ! !
شاید رفتیم Russia ! همین فعلا همین ! کلا همین ! اصلا همش همین !

نمیدونم این اپ چی شده ! ولی به هر حال دکمه ی




 

صلوات

بله به علت بی کفایتی و سوء استفاده و سود جویی بعضی از نویسندگان این وبلاگ
من این وبلاگ رو از ضد مدرسه به وبلاگ امر به معروف و نهی از منکر تغییر میدهم!

700 تا صلوات بفرستید تااز گناه ها پاک شید!

home sweet homE

At last We can be free  !
the summer is now beginning !
lets begin!
N0w is the time for come !
the time has come !
I am The  war chief !
سلام به تمامی دوستان! خوب اینم یه تیکه برا من که عقدم رو خالی کنم بعد از مدتها دوری از اینترنت پدرم در اومد!!!!
اصلا هم جاتون خالی نبود تو اون خونه ی 700 متری !
فعلا حال جواب دادن به نظرات رو ندارم ! باشد وقتی دیگر!
GL & HF !
privet P.N For some one ~! :U think u can bust me !! If U? can u can have your reward Trophy !
Let's Begin ! 

عمارت!

سلام دوستان آپ قبلی ماله مکس بود !

فعلا یه متنی در مورد این که من کجا هستم می نویسم ! بعدم یه خاطره ی بسی باحال میگم ! بعدم که دیگه ؟

عمارت

اینجا عمارت ماست! عمارتی که در و شبح و اشباح تک است! با حیاطی(ت نبود ؟ یادم نمی یاد!)

عمارتی که ته ندارد! عمارتی که اصلا انگار آدم زنده هم ندارد! عمارتی که بویی از تکنولوژی نبرده! عمارتی که استخر به درد نخوری دارد ! عمارتی که در آن همه چیز مجانی است از تلویزیون ال سی دی تا چیپس و پفک ! عمارتی که شبها در محاصره ی زوزه ی سک هاست! عمارتی که ماکروفر ندارد!عمارتی که باکنش در ندارد! عمارتی که یکی از دستشویهایش فن و هواکش ندارد ! عمارتی که .....!

 


یه روزی سر امتحان !

مدیر:بچه ها میدونم که همه ی موبایلا خاموشه! افرین ! آفرین! و ناگهان پارازیت از موج موبایل بر روی بلندگو می افتد!

 


جواب بچه ها ! :

بهاره!:من کلا آدمی نیستم که عاشق بشم!

احمق تر ! : چه طوری دختر عمو ؟

بقیه هم هر چی میگین !

اخرین کلمات یک ...

آخرين کلمات يک الکتريسين : خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر : فکر ميکنی توی اين غار چيه؟


آخرين کلمات يک بندباز : نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار : مطمئنيد که اين آمپول بي خطره؟
آخرين کلمات يک پزشک : راستش تشخيص اوليه ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس : شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره..

.
آخرين کلمات يک جلاد : ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون : اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز : پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار : بله، سيل داره به طرفمون مياد...


آخرين کلمات يک خونآشام : نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال : نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه سوار : نخير تقدم با منه!


آخرين کلمات يک ديوانه : من يه پرنده ام!
آخرين کلمات يک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...
آخرين کلمات يک غواص : نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد : برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...


آخرين کلمات يک قهرمان : کمک نميخوام، همه اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی : قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر : هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک گروگان : من که ميدونم تو عرضه ی شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه : اين آزمايش کاملاً بي خطره...


آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه مي دونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟
آخرين کلمات يک خلبان : ببينم چرخها باز شدند يا نه؟

 

(یکی از وبهای مورد علاقه ی من)منبع

 

 

مسافرت

خوب دوستان یه پست دادم قبل این که خیلی بد شد! اعصابم خورد شد پاکش کردم! حالا مهم نیست!
خوب میخوام برم مسافرت ! همین ! چی کار کنم دیگه هی داریم میریم مسافرت رباتیک هم نقش پشم بازی میکنه | فقط میرم اونجا هم سر میزنم اما کمتر همین دیگه ! خوش باشین!

اعتراف نامه

سلام دوستان یک شخصی به نام صندلی داغ اومده با من چت کرده و نظر داده و قرار شد که اون رو ساپورت کنیم حالا کار این عده به این صورت هست که یک شخصی از دوستان(حالا نمیدونم معنی شون از نظر دوستان چیه)انتخاب میکنند بعد اون رو میزارن روی صندلی داغ و ازش سوال میپرسن قیافه ی سایتش هم بد نبود ! حالا از همه ی دوستام میخوام شرکت کنم!شاید جالب باشه فعلا بزاریم ببینم چی هست اگه اطلاعات دیگه ای بود من میزارم! من که به شخصه خودم و چند تا از دوستام ساپورت میکنم شما هم ساپورت کنید!

the day after tomorrow

از اونجایی که ما با کل نظام مدرسه مشکل داریم همونطور که سالار به اطلاع رسوند گویا یک سری از انان که دییدهاند رنک ما در گوگل بالا رفته و در صفحه ی اول قرار داریم و پس از سرچ کردن کلمه ی مدرسه نام پر افتخار ضد مدرسه در اول اول میاومد اما اون نامردا ما رو به کل پاک کردن!
که ما هم رفتیم و خودمون رو تو گوگل و صفحه ی اول اوردیم اما متاسفانه نتونستیم که رتببه ی اول رو مثل سابق مال خودمون بکنیم و رتبه ی 3 رو فعلا داریم.
و اما ما بازز هم میتوانیم به اوج قدرت خود در گوگل برگردیم!
به امید اینکه سایت اموزش پرورش در اخرین صفحه ی گوگل قرار گیرد!

اموزش و پرورش نامرد !

قبلا اگه مدرسه رو سرچ میکردی بالای سایت آمورش و پرورش ضد مدرسه میومد حالا ! کلا ضد مدرسه از صفحه ی مدرسه ی گوگل محو شده ! معلوم نیست چی کار کرده اموزش و پرورش  !
به نظر شما چی کار کرده ! ؟

رباتیک!

سلام !×!
یادتونه تو روزنوشت گفتم میخوام برم رباتیک ؟
حالا جریانشو بشنوین
صبح ساعت  9 :
ای بابا دیرم شد اه !
سریع اماده میشم تاکسی نیست ! :(
خلاصه به هر بدبختی ای میرم وسط راه یکی از بچه ها زنگ میزنه میگه از ساعت 2 تا 5 ه کلاس !

منم دست از پا دراز تر برگشتم :(
خلاصه ساعت 2 رفتیم دیدیم در مدرسه هیچکی نیست یکی هم هست که میگه هیچکی نیست در مدرسه رو از پاشنه کندم ! کم مونده بود از دیوارم برم بالا ! حالا ساعت 2 تاکسی از کجای گیر بیارم !
میرم دربست کنم میبینم یه خانوم پیری توی ماشین نشته ! گفتم بی خیال سوار خطی شدم  !
خلاصه رسیدم خونه دیدیم زنگ زدن میگن کجایی ×!
گفتم :
گفت : باید  در میزدی مگه نه همه میومدن!
منم گفتم :
نمیدونم این ایده رو کی داده ولی هر کی داده نابغه بوده!

بلاگفا خر است

لعنت
بعد عمری نشستم یه مطلب با چه مشقتی نوشتم این بلاگفا پاکش کرد!!!!!!!!
لعنت
اعصابم خوورده بد رقم
لعنت
1 صفحه کامل نوشته بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
لعنت
بعدا اگه حال داشتم مینویسم
لعنت
خوش باشین
لعنت
لعنت

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم

ای ملت بیاین و دست به دست یکدیگر دهیم و سالار رو به 

حمام

ببریم.

سالار:یکی به من بگه معنی دقیق این پست چیه ؟ :|

ازمایشگاه شیمی

الان یه چیز باحالی یادم اومده که نگفتم قبلا خوب :
یه زنگ ما داشتیم به اسم ازمایشگاه شیمی که معلم گرامی در این زنگ چگونگی خم کردن لوله ازمایشگاه و وزن کردن
کلا زنگ کسلی بود!
جالبیش این بود که این معلم پیر ما خیلی گیر بود به این درس!خلاصه بچه ها هی گلابی میکردن و ما هی میرفتیم سر کلاس هی گلابی و ما هی میرفتیم سر کلاس
تا اینکه روز اخر برای من یه کاری پیش اودم که حتما باید میرفتم !
خلاصه به ناظم احمق گفتیم و اونم قرار شد به این بابا بگه خلاصه رفتیم سر کلاس ازمایشگاه و دیدم این چرا به من نمیگه برو؟!؟بعد صبر کردین دیدیم ای بابا این هیچی حالیش نیست!
هی دستمیگفرتم اقا ما کار داریم اقا فلانه اقا بهمانه خلاصه این یارو 1 هزارم ثانیه منو قبل زنگ از بند رها کرد! همون موقع زنگ خورد! اخه من چی کار کنم با این معلم؟!؟
----

وبرایش: عمه جان گفتند که یک سایت یا ابزاری میخواهند که در 7 سال دیگر برایشان ایمیلی بفرستد ! من هم این سایت را پیدا کردم!

بندرررررررررررررررررررررر

سلام

چطورین

ما که رفتیم بندر!!!!

با سالار و حومه!!!!!!!!!!!

بر نمیگردم!

خوش میگزره!

جا همه خالی!!

هوا گرمه!!!!

اوووووخ مبایلم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خوش باشین.

تموم شد

با تمام بدیهاش تموم شد ...
با تمام فحش هایی که به معلمها دادیم  و جو و ابادشونو تو گور لرزوندیم تموم شد!
چه خوب چه بد (البته بد بودا ! ) تموم شد!
جدی جدی تموم شد!
امیدوارم سال بعدی خیلی سال بهتری باشه چون واقعا بد بود!قدر راهنمایی رو بدونین که دبیرستان بده!آره خیلی بده!
کی میگفت گل زندگی آدمه؟!


!just!

فقط و فقط 1 امتحان دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و دیگر هیچ

و خداوند پس از هر سختی راحتی را افرید

این سوره جدیدا به من نازل شده.

 

ما باید از این رحمی که خداوند به ما کرده ۸ رکعت نماز ضدمدرسه به جا بیاوریمممممممم!!!!!!!!!!!!

تا شاید خداوند لطف کنند و به ارزوی ما عمل کرده و مدرسه را نابود کند!

خب برید امتحاناتونو بدید خوبم بدید که ازاد تو هفت اسمون عشق و معرفت اینکه مدرسه تا ۳ ماه نیست سیری کنید.

اما ستمه هاااااااااا ! ۹ ماه جون بکن اخرش ۳ ماه تعطیلی .

MaX

زبان فارسی

درس به این مزخرفی ندیده بودم!!اه اولین امتحان خیر سرش نهایی بود چنان سخت بود که منی که 4 دور کل کتاب و خورده بودم میشم هجده هحده نیم!اخه یعنی چی؟
این نهاییه؟!

امتحانات

سلام.خوب دوره ی امتحانا شروع شده و همه خدا پرست و مومن شدن!
خوب این مدت رو دندون روی جیگر بزارین اپ نمیکنیم ولی بعدش به روی چشم!

at least freedom

et least the darkness has gun and Now we are free for at least 3 monthes ! Nice!

دفتر

یه معلمی بود خیلی گیر به دفتر بود و مو به مو چک میکرد ما هم که حالش رو نداشتیم چون هم زیاد بود هم اجتماعی تا ترم اول دو در کردیم و رفت گفتیم دیگه نمیشه 2 در کرد ! دفتر یکی رو گرفتیم دیدیم حال نداریم!دادیم بش هفته بد دفتر یکی دیگه و همین طوری دفتر همه رو گرفتیم و ننوشتیم تا آخر سر معلوم شد تاثیر نداره!بیچاره اونایی که بیشتر از 72 ساعت برا این دفتر وقت گذاشتن و خوشا به حال ما که اینقدر ! با حالیم!
این درس عبرتی باشه برای شما!

new news

به لطف بچه های سوم همه ی پریز های برق مدرسه دکتر شفیعی جویده شدن!
و گاهی هم اتصالی!!!!!!

تغییر

میخوان من تغییر کنم چشم تغییر میکنم چشم اما عواقبش با خودتان!

ONLY ME

سلام
اقا یه مشکلی پیش اومده تو مدرسه ی ما مدیرمون دیگه هیچ عکس العملی نشون نمیده!!!!!!!!!!!!!!!!
فکر کنم سکته کرده یا داره میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

تیک

یه معلم داریم یک تیک خیلی جالب داره اول یه گردن مدل بابا کردم بعد هم یه چشمک(یه گردن بابا کرم و بعدش هم یه چشمک!) اومده بود میگفت:
خوبه که بعضی از دوستان عادات زشتشون و تیکهاشون عصبیشون رو کنار بزارن!
یکی!:اقا شما خودتون که تیک ندارین!؟
خر بحث و عوش کرد و دیگه هیچی نگفت!

170 الی 180

یه معلم مادر مرده ای داریم با قد 100
بعد این معلم با قد 100 داشت مثال میزد که ارتقاع تا سطح فرقی نمیکنه حالا ببینین چی مثال زد@!
اقای 100:فرقی نمیکنه که یه بچه به من 170 180 نگاه کنه!تا اینکه به یه آدم 200 نگاه کنه هیچ فرقی نمیکنه×!آخه یکی نیست بگه آدم کوتوله تو رو چه به مثال×

چاکر اقا

یاموالیک!!!
من در سالی جدید تصمیم گرفتم که ادم جدیدی بشم(خالی بستم)
به به به سلام چطورین خوبین!!
خیلی وقت بود به این وب پکیده سر نزده بودم
عید بتون خوش گذشت ؟
خوب بود؟
ما که تو عید با سالار به اندازه ی 600 سال قمری بازی کردیم!
خوب بود و خوش گذشت!
حالا میخوام هوش ادمای دوره ی هخامنشی  رو بتون بگم که مگید ادمای خنگی بودن
مهمترین علتش روان شناشی پیشا پیش بوده که بشر از درس و مدرسه بدش میاد حالا از کجا فهمیدم
شما هم یه خورده فکر کنید میفهمید!!
از 13 به در بدترین روز عید اولین 13 نحس که 13 برای همین بنده خدا عدد نحس شده برا اینکه 14 باید رفت مدرسه ایییییییییییییییییییییییییییییی لعنتی!!!!
ما که از شنبه میریم ولی لعنت!
این بود فلسفه ی 13 !!
خوش باشین
مکس

درس

این درس اعصاب آدم رو خورد میکنه همش درس درس درس!همه فکر میکنن زندگی درسه ولی نیست به خدا نیست!هر کی درس نخونده فکر میکنه درسه ولی اونکه درس خونده این فکر رو نمیکنه!واقعا دارم دیونه میشم!
زندگی به درس نیست
راستی من دانلود منیجر Orbit رو بهتون پیشنهاد میدم!

عید

سلام.عید همتون مبارک باشه ممنون که یک سال رو دوباره با ضد مدرسه تحمل کردید انشال... سالی پر از موفقیت داشته باشیدhttp://salardevilking.persiangig.ir/html/eyd.jpg