خوب بعد از یه مدت که همه فوشم دادن چرا اپ نمیکنی اپ کردم ! 
حالا موضوع این اپ قدیمه ولی جالبه !
یه بار 2 تا از بچه ها مشغول وز وز بودن ! معلم زبان میبیندشون و عصبی میشه !
از اونجا که این معلم خیلی وحشی بوده ما برا اینا دعا میکردیم که اتفاقی نیفته ! خلاصه دیدیم که معلم یه دست اینو گرفت و یه دست اون ! توی اون کلاس درمون کشویی بود ! خلاصه این معلم دست این 2 را گرفت شروع کرد به چرخیدن ! عینه پرتاب چکش اینا رو پرت کرد ! اول اینو بعد اونو ! چون یکی از بچه ها یکم چاق بود اینا گیر کردن به هم ! یعنی تو در گیر کردن ! اول ما تعجب کردیم ! بعد که فهمدیدم چی شده زدیم زیره خنده خلاصه این معلمم که عصبی  و وحشی بود هی با مشت و لگد اینا رو فشار میداد که بیفتن اونور ! خلاصه انا پرت شدن ! اونور ! یه 2 دقیقه بعد یکی از ناظما سرش رو اورد تو که معلمه درو کوبید ! رو سر این ناظم بدبخت ! عنیک اط ناظم پرت شد و خلاصه ! کلاس ریخت به هم ! ولی این معلم نامرد که نزاشت که ! وقت از دست رفتَرو تو زنگ تفریح نگرمون داشت !
پی نوشت : قالب وب عالی شده نه !؟ دارم میرم اتحاد جماهیر شوروی کسی چیزی نمیخواد !؟
از اونجا احتمالا اپ کنم ! یا از اون روزنوشت بالا استفاده کنم (Twitter)!
فعلا ! رفقا !