خوب من اومدم !دیگه  فقط 5 شنبه ها اپ میکنم ! قول می دم !

خوب بگم چی شد تو این هفته !

اول از همه شنبه : اردوی آمادگی دفاعی (خوبیش به این بود که مدرسه تعطیل شد ! )

اول از همه نیم ساعت برا اتوبوس صبر میکنیم ! بعد میریم ! 

میرسیم اونجا صف میکنن و گروهان میسازان به اسم شهیدا که هیچکیم نمی دونست کین !

بعد عقب گرد میدن میگن برای اینکه خاک نشه بپرین و عقب گرد برین !

خلاصه بعد ما رو میبرن بمون تفنگ یاد بدن که بازو بسته کنیم ! بعد میریم اونجا میگن بشینین از شانس بعد من روی خار میشنیم ×! داشتم جامو درست میکردم که داد زد جارو درست نکنین عینه بالشن اینا !

بعد من یاد نمی گیرم تفنگ چه شکلی بازو بست میشه و اینا !

بعد میریم سر خط آتش ! تفنگو ور میدارم دارم تیر میزارم ! بعد یارو میگه براعکس گذاشتی !

بعد میخوام خشاب بزنم نمیدونم از کدوم وریه !

بعد میخوام بزارم رو تک تیر میزارم رو رگبار

بعد میان تنفگنو تک تیر میکنن ! بعد میگن آتش

گلنگدن رو 2 بار میکشم ! یه تیر واقعی از تفنگ پرت میشه بیرون

خلاصه هر کاری نکرده بودیم اینجا کردیم !

گفتیم حالا خسته میشیم فردا نمیریم مدرسه ولی نه هیچیمون نشد !

شرمنده اپش خوب نشد ! حالم خیلی خوب نیست اعصابم ندارم خیلی ولی خوب ! اپ کردم دیگه ! 

سالار !