امتحانای همه تموم شده ما فردا جغرافی داریم ! 2 تا کتاب در قطع بزرگ یکی از یکی بد تر !

اینا رو ول کنین امروز همه سالمن میرن دیدار خاتمی و عشق و صفا  ما باید بمونیم تو خونه جغرافی رو بخونیم و هیچی نفهمیم و حواسمون باشه که  خودمون رو نخارونیم!

اینا رو ولی کنین بزارین از تقلب زیبای خودم برتون توضیح بدم !

سر امتحان ادبیات :

مراقب      من        تقلب دهنده

این نقشه ی جایی که من میشینم ! حالا شما فرض کنین تو این اوضاع من داشتم میپرسیدم از این یارو که کتاب آزادی و چیو کی نوشته (اسمش یادم نیست )

میگه : عنصری عنصری !

میگم : هی حیون کی احمق عنصری نداشتیم که ؟

این دفیه ضعیف تر بدون اینکه دهنش رو باز کنه میگه  میگه : عنصری عنصری 

منم دلو میزنم به دریا و عوضش میکنم ! (با اینکه درست نوشته بودم )

بعد مدیر میاد میزنه رو شونم میگه پاشو برو !

حالا نگو منظور این احمق اسم مدیر بوده ! از شانس بده ما مدیر از ته سالن به دفعه حوس میکنه بیاد این جلو ها

از من یکی میشنوین تقلب نکنین !

برام 2a کنین حالم خوب نیست ! (دیگه اعصاب پ.ن ندارم )

فعلا !

سالار