سلام خوبین ؟!

عید شد دیگه به به !

بریم چه حالی کنیم ! که عید ساله بعد دوران طلایی برامون حساب میشیم ! پاره ایم !

یه خاطره از معلم حسابان بگم لذت ببرین :

سر کلاس بودیم ! یه دفعه معلم اومد وسط بچه ها !

رفت پیشه یکی خیلی اروم بهش گفت ::

به خدا به خداوندی خدا  یه قران قسم به دفعه دیگه فقط یک بار دیگه حتی اگه کوچکترین حرکتی کنی میندازمت بیرون

بعد یه دفعه دیدم زد تو سر بچه و :(اینجا رو با صدای بلند بخوانید ):

کثافت اشغاله کثافت اشغال اشغال تو چرا اینقد بی شعوری؟ کثافت ؟ کثافت ؟ تو کدوم طویله بزرگ شدی ؟ کثافت !؟ کثافت ! بی حیا ! بی شرف ! کثافت ! بی همه چیز! با این حیونی که من میبینم ( اشاره به بقل دستی ) هیج وقت هیچی نمیشین ! حیونای بد بخت کثافت ! اخه شما چی کار میکنین ؟ کثافتا ؟! کثافت(n!)

ما که نفهمدیم چی شد ! فقط تنها چیزی که یادمه این بود که جلوی خنده ی خودمو بگیرم ! و معلم هی حی فحش رکیک میداد !

دفعه بعدی خاطره ی ثبت نام ازادو سر کلاس همین معلم میگم براتون که لذت ببرین !



سالار !